11:52 | ۱۴۰۵/۰۵/۱۷
قیمت لحظه‌ای
اجتماعی امروز

آیا هوش مصنوعی می‌تواند خبرنگار باشد؟

آیا هوش مصنوعی می‌تواند خبرنگار باشد؟
هوش مصنوعی امروز می‌تواند متن بنویسد، تیتر پیشنهاد کند، مصاحبه را پیاده کند و حتی در چند ثانیه یک گزارش اولیه تحویل دهد؛ اما هنوز چیزی وجود دارد که هیچ الگوریتمی نتوانسته جای آن را بگیرد؛ ذهن کنجکاو یک خبرنگار.

به گزارش اکو اقتصاد،  هنوز هم بسیاری از خبرنگاران، پیش از آنکه سراغ هوش مصنوعی بروند، به سراغ دفترچه یادداشتشان می‌روند. سوژه را از دل زندگی مردم پیدا می‌کنند، ساعت‌ها با منابع مختلف گفت‌وگو می‌کنند، روایت‌های متناقض را کنار هم می‌گذارند و از تجربه و شناخت خود برای رسیدن به حقیقت استفاده می‌کنند. آنچه گزارش آنها را متمایز می‌کند، نه سرعت نوشتن، بلکه نگاه انسانی آنهاست.

شاید هوش مصنوعی بتواند جمله‌ها را کنار هم بچیند، اما نمی‌تواند حس یک خبرنگار را هنگام حضور در صحنه یک حادثه، درک یک سکوت معنادار در میان مصاحبه یا تشخیص اهمیت یک جزئیات کوچک بازآفرینی کند. اینها محصول سال‌ها تجربه، مشاهده و زیست حرفه‌ای است.

هوش مصنوعی چه چیزهایی را در اتاق خبر تغییر داده است؟

اگر چند سال پیش وارد یک تحریریه می‌شدید، احتمالاً روی میز هر خبرنگار دفترچه یادداشت، ضبط صوت، روزنامه‌های همان روز و چند پوشه پر از اسناد می‌دیدید. امروز اما در کنار همه اینها، پنجره‌ای از یک ابزار هوش مصنوعی نیز تقریباً به اندازه مرورگر اینترنت به بخشی از میز کار تبدیل شده است.

هوش مصنوعی، پیش از آنکه نویسنده باشد، یک دستیار است؛ دستیاری که می‌تواند بخش قابل توجهی از کارهای زمان‌بر را انجام دهد.

برای مثال، خبرنگاری که پیش‌تر یک ساعت صرف پیاده کردن فایل صوتی مصاحبه می‌کرد، حالا می‌تواند همان فایل را در چند دقیقه به متن تبدیل کند. خبرنگاری که باید صدها صفحه گزارش رسمی را مرور می‌کرد، اکنون خلاصه‌ای از مهم‌ترین نکات را در اختیار دارد. ترجمه خبرهای خارجی، استخراج داده‌ها، مرتب‌سازی اطلاعات، پیشنهاد تیتر، اصلاح نگارش و حتی پیشنهاد زاویه‌های مختلف برای یک گزارش، از جمله کارهایی است که هوش مصنوعی انجام آنها را آسان‌تر کرده است.

در بسیاری از رسانه‌های معتبر جهان نیز استفاده از این ابزارها دیگر موضوعی عجیب نیست. اتاق‌های خبر تلاش می‌کنند از هوش مصنوعی برای کاهش زمان انجام کارهای تکراری استفاده کنند تا خبرنگاران فرصت بیشتری برای گزارشگری میدانی، گفت‌وگو با منابع و راستی‌آزمایی اطلاعات داشته باشند.

به بیان دیگر، اگر تا دیروز بخش زیادی از وقت خبرنگار صرف کارهای اجرایی می‌شد، امروز این امید وجود دارد که بخشی از آن زمان به کارهای اصلی خبرنگاری بازگردد.اما درست در همین نقطه، یک نگرانی نیز شکل گرفته است. مرز میان «کمک گرفتن از هوش مصنوعی» و «وابسته شدن به هوش مصنوعی» بسیار باریک است.

کمک گرفتن یعنی خبرنگار همچنان فکر می‌کند، تحقیق می‌کند، سؤال می‌پرسد و در نهایت خودش تصمیم می‌گیرد؛ اما از هوش مصنوعی برای سرعت بخشیدن به کار استفاده می‌کند. وابستگی یعنی خبرنگار پیش از آنکه خودش فکر کند، از هوش مصنوعی می‌خواهد فکر کند؛ همین تفاوت کوچک، شاید بزرگ‌ترین چالش امروز اتاق‌های خبر باشد زیرا خبرنگاری، بیش از آنکه یک مهارت نوشتن باشد، یک شیوه اندیشیدن است و اگر روزی اندیشیدن هم به ماشین سپرده شود، آنچه از خبرنگاری باقی می‌ماند، فقط تولید متن خواهد بود؛ نه تولید حقیقت.

وابستگی به هوش مصنوعی؛ خطری که کمتر درباره آن حرف می‌زنیم

در سال‌های گذشته، بیشتر بحث‌ها درباره هوش مصنوعی بر این محور متمرکز بود که آیا این فناوری شغل خبرنگاران را از بین می‌برد یا نه؛ اما شاید خطر بزرگ‌تر، چیز دیگری باشد؛ وابستگی آرام و تدریجی.

وابستگی معمولاً ناگهانی اتفاق نمی‌افتد. هیچ خبرنگاری یک روز صبح تصمیم نمی‌گیرد که دیگر فکر نکند. این اتفاق، آرام‌آرام رخ می‌دهد. امروز از هوش مصنوعی فقط برای اصلاح غلط‌های نگارشی استفاده می‌شود. چند هفته بعد برای پیشنهاد تیتر. مدتی بعد برای نوشتن لید. سپس برای خلاصه کردن مصاحبه. بعد برای طراحی سؤال و کم‌کم، برای نوشتن پیش‌نویس کامل گزارش. در ظاهر، هرکدام از این مراحل منطقی به نظر می‌رسد، اما اگر همه آنها در کنار هم قرار بگیرند، ممکن است بخش مهمی از فرآیند ذهنی خبرنگار به ابزارهای هوشمند سپرده شود. این همان نقطه‌ای است که بسیاری از روزنامه‌نگاران باتجربه و پژوهشگران حوزه رسانه نسبت به آن هشدار می‌دهند. آنها نمی‌گویند از هوش مصنوعی استفاده نکنید؛ بلکه می‌گویند اجازه ندهید هوش مصنوعی جای فکر کردن را بگیرد.

پژوهش مؤسسه رویترز نیز نشان می‌دهد اگرچه بیش از نیمی از خبرنگاران بریتانیا دست‌کم هفته‌ای یک‌بار از هوش مصنوعی در کار حرفه‌ای خود استفاده می‌کنند، اما بیشترین کاربرد آن مربوط به کارهای کمکی مانند پیاده‌سازی مصاحبه، ترجمه و ویرایش است و استفاده برای تولید متن یا گزارش کامل هنوز محدودتر است. بسیاری از همین خبرنگاران نیز بزرگ‌ترین نگرانی خود را تأثیر هوش مصنوعی بر اعتماد عمومی، دقت و اصالت محتوای خبری عنوان کرده‌اند.  به بیان دیگر، حتی کسانی که هر روز با این فناوری کار می‌کنند نیز معتقدند مرزی وجود دارد که نباید از آن عبور کرد.

چرا هنوز بسیاری از خبرنگاران حرفه‌ای، ایده اول را از ذهن خودشان می‌گیرند؟

با وجود گسترش ابزارهای هوش مصنوعی، هنوز بسیاری از خبرنگاران باسابقه ترجیح می‌دهند نخستین جرقه یک گزارش را در ذهن خودشان پیدا کنند، نه در صفحه یک ابزار هوشمند. این انتخاب نه از سر مخالفت با فناوری، بلکه برای حفظ مهم‌ترین سرمایه حرفه‌ای آنهاست؛ قدرت تحلیل و نگاه مستقل.

یک خبرنگار باتجربه پیش از آنکه سراغ هر ابزاری برود، از خودش سؤال می‌پرسد: اصل ماجرا چیست؟ چه چیزی در این خبر دیده نشده است؟ مخاطب امروز چه دغدغه‌ای دارد؟ کدام زاویه می‌تواند روایت تازه‌ای از یک اتفاق ارائه دهد؟

این پرسش‌ها حاصل سال‌ها تجربه، مطالعه، مشاهده و حضور در میدان خبر است؛ چیزی که نمی‌توان آن را تنها با جست‌وجو در داده‌ها یا تحلیل الگوهای قبلی به دست آورد.

هوش مصنوعی می‌تواند بر اساس اطلاعات موجود، پیشنهادهای مختلفی ارائه دهد، اما بسیاری از گزارش‌های ماندگار روزنامه‌نگاری دقیقاً از جایی آغاز شده‌اند که خبرنگار برخلاف مسیرهای معمول فکر کرده است؛ جایی که یک سؤال تازه مطرح کرده، یک مسئله فراموش‌شده را دیده یا روایتی را پیدا کرده که پیش از آن کسی به آن توجه نکرده بود.

به همین دلیل بسیاری از روزنامه‌نگاران حرفه‌ای معتقدند بهترین شیوه استفاده از هوش مصنوعی این است که خبرنگار ابتدا خودش فکر کند، زاویه خود را پیدا کند و سپس از این فناوری برای بهتر و سریع‌تر شدن کار کمک بگیرد؛ نه اینکه ایده و مسیر گزارش را به طور کامل به آن بسپارد.

سرمایه‌ای که هیچ الگوریتمی ندارد

با همه تغییراتی که هوش مصنوعی به دنیای رسانه آورده است، هنوز یک واقعیت پابرجاست؛ خبرنگاری فقط کنار هم قرار دادن کلمات نیست. این حرفه، پیش از آنکه به ابزار وابسته باشد، به انسان‌هایی وابسته است که حاضرند برای پیدا کردن حقیقت وقت بگذارند، سؤال بپرسند و مسیرهای سخت را برای رسیدن به یک روایت دقیق طی کنند.

هنوز هم خبرنگاران بسیاری هستند که پیش از باز کردن هر ابزار هوشمندی، سراغ تجربه، نگاه و ذهن خودشان می‌روند؛ خبرنگارانی که سوژه را از دل جامعه پیدا می‌کنند، ساعت‌ها پای صحبت مردم می‌نشینند، برای یک پاسخ ساده بارها پیگیری می‌کنند، میان روایت‌های مختلف جست‌وجو می‌کنند و گاهی برای رسیدن به چند خط گزارش، روزها و هفته‌ها تلاش می‌کنند.

واقعیت این است که بخش مهمی از خبرنگاری در جایی اتفاق می‌افتد که هیچ الگوریتمی به آن دسترسی ندارد؛ در میدان، میان مردم، در لحظه‌ای که خبرنگار باید تصمیم بگیرد کدام پرسش را مطرح کند، کدام روایت را جدی بگیرد و کدام جزئیات کوچک می‌تواند تصویر بزرگ‌تری از یک اتفاق را نشان دهد.

شاید هوش مصنوعی بتواند سرعت تولید خبر را افزایش دهد، حجم زیادی از اطلاعات را پردازش کند و بخشی از کارهای روزمره را آسان‌تر کند؛ اما هنوز نمی‌تواند جای خبرنگاری را بگیرد که نیمه‌شب برای پوشش یک حادثه راهی محل می‌شود، که برای گرفتن یک گفت‌وگوی مهم بارها تلاش می‌کند، که میان انبوه داده‌ها به دنبال حقیقت می‌گردد و در نهایت مسئولیت آنچه نوشته را می‌پذیرد.

هنوز کسی باید روایتگر حقیقت باشد

تاریخ رسانه نشان داده است که ابزارها همیشه تغییر کرده‌اند؛ از ورود رایانه و  ضبط صوت گرفته تا اینترنت و شبکه‌های اجتماعی. هر فناوری تازه‌ای ابتدا با نگرانی‌هایی درباره آینده این حرفه همراه بوده است، اما آنچه باقی مانده، اصل خبرنگاری بوده است؛ دیدن، شنیدن، پرسیدن و روایت کردن. شاید در آینده بخشی از فرآیند تولید خبر به کمک ابزارهای هوش مصنوعی انجام شود، اما همچنان این خبرنگار است که باید به یک اتفاق معنا بدهد، از میان واقعیت‌های پراکنده یک روایت بسازد و اعتماد مخاطب را حفظ کند.

در روزگاری که تولید محتوا بیش از هر زمان دیگری آسان شده، ارزش خبرنگار واقعی شاید بیشتر از گذشته آشکار می‌شود؛ کسی که فقط متن تولید نمی‌کند، بلکه برای هر کلمه‌ای که می‌نویسد، مسئولیت دارد.هوش مصنوعی می‌تواند دستیار تازه اتاق‌های خبر باشد، اما تا زمانی که حقیقت نیاز به جست‌وجو، پرسشگری و روایت انسانی دارد، جای خبرنگار همچنان محفوظ است.

روز خبرنگار، یادآور همین حقیقت است؛ اینکه پشت هر خبر معتبر و  پیش از هر ابزار هوش مصنوعی، انسانی ایستاده که برای یافتن و روایت حقیقت تلاش کرده است.

منبع: ایرنا

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

ثبت نظر جدید

نظرات پس از تأیید نمایش داده می‌شوند.
منوی اصلی
قیمت‌های لحظه‌ای