به گزارش اکواقتصاد، : بازار سرمایه مردادماه را در حالی به پایان رساند که شاخص بورس با عبور از مرز روانی ۶ میلیون واحد، جریان قدرتمند تقاضا و ورود نقدینگی، تصویری متفاوت از ماههای پرابهام گذشته به نمایش گذاشت. حالا اما نگاه فعالان بازار به شهریور دوخته شده است؛ ماهی که همزمان با انتشار گزارشهای مرداد شرکتها، میتواند تحتتأثیر تحولات سیاسی، سیاستهای ارزی و اقتصادی، ریسکهای ناشی از محاصره اقتصادی و جابهجایی نقدینگی میان بازارها قرار گیرد. در چنین شرایطی، «پول داغ» به یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر مسیر معاملات تبدیل شده است.
بورس تهران مردادماه را با یک اتفاق روانی مهم به پایان رساند؛ عبور شاخص کل از محدوده ۶ میلیون واحد. هرچند این نماگر دیگر مانند گذشته معیار کاملی برای تصمیمگیری سرمایهگذاران نیست، اما عبور از این سطح همچنان میتواند بر ذهنیت معاملهگران و میزان جسارت خریداران اثرگذار باشد.
عملکرد بازار در مرداد نشان داد که پس از اصلاحهای ماههای گذشته، بخشی از نقدینگی بار دیگر به سمت سهام حرکت کرده است. انتشار گزارشهای ماهانه و میاندورهای مناسب، اصلاح قیمت بسیاری از نمادها و افزایش انتظارات تورمی از جمله عواملی بودند که زمینه بازگشت تقاضا را فراهم کردند. با این حال، هرچه به پایان مرداد نزدیک شدیم، افزایش ابهامات سیاسی و اقتصادی موجب شد عرضه در برخی روزها افزایش یابد.
اکنون سؤال اصلی این است که آیا جریان پول میتواند در شهریور نیز موتور محرک بازار باقی بماند؟
شهریور؛ ماه آزمون بورس
فعالان بازار در شهریور با مجموعهای از متغیرهای اثرگذار مواجه خواهند بود. تحولات سیاسی، انتشار گزارشهای عملکرد مرداد شرکتها، شرایط صادرات و فروش نفت، تصمیمات داخلی درباره بنزین و گاز، نرخ ارز، مذاکرات و ریسکهای منطقهای، مجموعه عواملی هستند که میتوانند مسیر بورس را تغییر دهند.
در این میان، تغییر رویکرد فشار اقتصادی علیه ایران اهمیت ویژهای دارد. افزایش فشارهای اقتصادی و تحریمی میتواند در کوتاهمدت ریسک بازار سرمایه را افزایش دهد، اما از سوی دیگر، در صورت تداوم رشد تورم و نرخ ارز، شرکتهای صادراتمحور و داراییهای واقعی نیز میتوانند دوباره مورد توجه جریان نقدینگی قرار گیرند.
بنابراین، بازار در شهریور با یک معادله ساده مواجه نیست. یک طرف معادله، افزایش ریسکهای سیاسی و اقتصادی قرار دارد و در طرف دیگر، تورم، رشد نرخ ارز و جذابیت داراییهای واقعی قرار گرفته است.
پول داغ وارد میدان شد
یکی از مهمترین نشانههای روزهای اخیر بازار، افزایش تقاضایی است که بخشی از فعالان بازار آن را با مفهوم «پول داغ» توضیح میدهند؛ نقدینگیای که به دلیل نگرانی از کاهش ارزش ریال، تمایل چندانی به ماندن در سپردهها و داراییهای ریالی ندارد و به دنبال پناهگاهی برای حفظ ارزش خود میگردد.
در شرایطی که قیمت برخی داراییها مانند مسکن و خودرو برای بسیاری از سرمایهگذاران بزرگ و کوچک بالا رفته، بازارهایی مانند طلا و سهام میتوانند بخشی از این نقدینگی را جذب کنند. عملکرد مناسب بورس در هفتههای اخیر نیز موجب شده بخشی از سرمایهگذاران، بهویژه معاملهگران خرد، بار دیگر به بازار سهام توجه نشان دهند.
این جریان البته لزوماً به معنای ارزندگی همه نمادها نیست. اتفاقاً در چنین شرایطی، احتمال شکلگیری رفتارهای هیجانی افزایش مییابد و همین موضوع اهمیت انتخاب سهم و توجه به عملکرد واقعی شرکتها را بیشتر میکند.
گزارشهای کدال؛ چراغ راه معاملهگران
با آغاز انتشار گزارشهای عملکرد مرداد شرکتها، توجه بازار بار دیگر به کدال و دادههای واقعی شرکتها معطوف خواهد شد. میزان فروش، نرخ محصولات، مقدار تولید، درآمد صادراتی و حاشیه سود شرکتها میتواند مشخص کند کدام صنایع واقعاً از شرایط تورمی و ارزی منتفع شدهاند و کدام گروهها با فشار هزینه و محدودیتهای عملیاتی مواجه هستند.
در چنین فضایی، کدال و بورس کالا میتوانند دو تابلوی مهم برای رصد جریان واقعی اقتصاد باشند و نرخ ارز نیز بهعنوان متغیر سوم، همچنان اهمیت بالایی خواهد داشت.
به همین دلیل، شهریور میتواند ماه تغییر چینش پرتفویها باشد. سرمایهگذاران ممکن است از صنایع و نمادهایی که در ماههای گذشته رشد زیادی داشتهاند فاصله گرفته و به سمت گروههایی حرکت کنند که از نظر بنیادی، ارزی و تورمی ظرفیت بیشتری دارند.
بورس یا طلا؟
در هفتههای اخیر بازار طلا و ارز نیز با رشد قیمتها همراه بودهاند، اما بخشی از این رشد تحت تأثیر افزایش قیمتهای جهانی قرار گرفته است. بنابراین، دستکم در شرایط فعلی نمیتوان بازارهای رقیب را تنها عامل خروج نقدینگی از بورس دانست.
از سوی دیگر، بخشی از سرمایهگذاران ممکن است برای کاهش ریسک سیاسی، صندوقهای طلا یا داراییهای کمریسکتر را ترجیح دهند. با این حال، اگر جریان تورمی ادامه پیدا کند و نقدینگی جدید وارد بازار شود، سهام نیز میتواند همچنان یکی از گزینههای جذاب سرمایهگذاری باقی بماند.
نکته مهم اینجاست که انتخاب بین بورس و بازارهای رقیب نباید صرفاً بر اساس بازدهی چند هفته اخیر انجام شود؛ بلکه باید دید هر دارایی در برابر تورم، نرخ ارز، ریسک سیاسی و تغییرات اقتصادی چه واکنشی خواهد داشت.
هشدار درباره تکرار تجربه ۹۹
ورود پول به بازار سرمایه در صورت مدیریت صحیح میتواند فرصتی ارزشمند برای تعمیق بازار و تأمین مالی شرکتها باشد، اما اگر این جریان بدون توجه به ارزندگی سهام و صرفاً بر پایه هیجان حرکت کند، میتواند به افزایش حباب و تکرار تجربههای تلخ گذشته منجر شود.
به همین دلیل، نقش نهادهای ناظر، شرکتهای تأمین سرمایه، سبدگردانها و مدیران سرمایه در این مقطع بسیار مهم است. افزایش عرضههای اولیه و ورود شرکتهای بزرگ به بازار میتواند بخشی از نقدینگی جدید را جذب اقتصاد واقعی کند؛ مشروط بر آنکه کیفیت عرضهها و قیمتگذاری آنها با دقت انجام شود.
شهریور؛ ماه انتخاب سهمها
در نهایت، به نظر میرسد شهریور برای بورس ماهی ساده نخواهد بود. ممکن است جریان پول همچنان قدرتمند باشد، اما این نقدینگی الزاماً به شکل یکسان میان همه نمادها توزیع نخواهد شد. صنایع و شرکتهایی که گزارشهای بهتر، درآمدهای پایدارتر، ظرفیت صادراتی و توان بیشتری برای عبور از تورم و رشد هزینهها داشته باشند، احتمالاً شانس بیشتری برای جذب نقدینگی خواهند داشت.
عبور شاخص از ۶ میلیون واحد را میتوان یک اتفاق روانی مثبت برای بازار دانست، اما این سطح بهتنهایی نمیتواند آینده بورس را تعیین کند. آنچه مسیر معاملات شهریور را مشخص خواهد کرد، ترکیبی از جریان نقدینگی، گزارشهای شرکتها، نرخ ارز، تحولات سیاسی و مهمتر از همه ارزندگی سهام است.
بازار مرداد را با جام ۶ میلیونی به پایان رساند؛ اما حفظ این دستاورد در شهریور به مراتب دشوارتر خواهد بود. اکنون زمان آن رسیده است که سرمایهگذاران به جای دنبال کردن صرفِ شاخص، مسیر حرکت پول و کیفیت سود شرکتها را زیر نظر بگیرند؛ چراکه در بازار پیشرو، احتمالاً برنده کسی نیست که زودتر هیجانزده شود، بلکه کسی است که زودتر تغییر جریان نقدینگی و واقعیتهای بنیادی را تشخیص دهد.
فاطمه حاج علی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید