به گزارش اکو اقتصاد، در حالی که ارزش معاملات خرد در بازار امروز به رقم کمسابقه ۲۰۷۱۰ میلیارد تومان رسید، نگاه بسیاری از فعالان بازار به یک موضوع کلیدی دوخته شده است: سرنوشت مذاکرات ایران و آمریکا.
در هفتههای اخیر، روند مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشنگتن، بار دیگر به تیتر اول تحلیلها و جهتدهنده اصلی انتظارات بازار تبدیل شده است. نزدیکی به پایان دوره گفتوگوها و احتمال روشن شدن نتیجه، نهتنها سیاستگذاران اقتصادی، بلکه سهامداران حقیقی و حقوقی را نیز به تحرک واداشته است.
انتظار در ایستگاهِ تصمیمگیری
آنگونه که از رفتار بازار برمیآید، معاملهگران نسبت به هرگونه سیگنال مثبت یا منفی از مذاکرات حساس شدهاند. تجربه دو دوره اخیر گفتوگوهای بینالمللی نشان داده که «اعتماد» به فضای مذاکرات شکنندهتر از آن است که بتوان بر اساس آن سرمایهگذاریهای بلندمدت انجام داد. بخش قابلتوجهی از سرمایهگذاران در هفتههای پیش از آغاز گفتوگوها با سیاست فروش وارد بازار شدند، اما پس از شکلگیری موج صعودی ناشی از گمانهزنیهای مثبت، بسیاری از این بازیگران جا ماندند و حالا در صفوف خرید بازگشتهاند.
این رفتار احتیاطی و محافظهکارانه، در نوع خود بازتابی است از آسیبی که بازار در سالهای گذشته و بهویژه در بحران ۹۹ متحمل شد. هنوز هم زخمهای آن دوره بر ذهن فعالان بازار باقی مانده و دولت، سازمان بورس و سایر نهادهای مالی برای ترمیم این بیاعتمادی نیازمند اقدامی جدی و متفاوت هستند.
مذاکرات؛ دریچهای به رهایی یا سراب؟
در صورت رسیدن به توافق، یکی از سناریوهای خوشبینانه مطرحشده، تکنرخی شدن ارز و عبور از نظام چند نرخی فعلی است. چنین اتفاقی – اگر به درستی اجرا شود – میتواند نقطه پایانی بر دههها رانت ارزی و سفتهبازیهای آسیبزننده به اقتصاد کشور باشد. با این حال، کارشناسان نسبت به توان اجرایی تیم اقتصادی دولت در مدیریت این گذار، تردیدهایی دارند.
تکنرخی شدن ارز در فضای پساتوافق نه تنها به کاهش ریسکهای کلان اقتصادی منجر میشود، بلکه میتواند سرمایهگذاران سرگردان را به سمت بازارهای مولد و منطقی سوق دهد؛ مشروط بر آنکه ابزارهای لازم، زیرساختهای حمایتی و اعتمادسازی لازم از سوی سیاستگذار فراهم شود.
فرصت تاریخی صندوقها و چالش جریان پول
در بازار سرمایه، ورود نقدینگی به صندوقها – بهویژه صندوقهای درآمد ثابت و مختلط – شتاب گرفته است. تجربههای پیشین نشان دادهاند که این صندوقها اگر به درستی مدیریت نشوند، میتوانند به مانعی بر سر راه چرخش پول در بازار تبدیل شوند. به عنوان مثال، در زمان انتخاب دولت جدید، حجم سنگینی از منابع وارد صندوقها شد، اما به دلیل حرکت نکردن همجهت آنها با بازار، بازدهی قابل توجهی نصیب سرمایهگذاران نشد.
این بار اما شرایط کمی متفاوت است؛ اگر اخبار مثبت سیاسی و مسیر ورود جریان پول ادامهدار باشد، احتمال چرخش منابع از سهمهای بزرگ به سهمهای بنیادی کوچکتر بیشتر میشود. این روند میتواند توازن نسبی میان بازیگران بزرگ و کوچک بازار ایجاد کرده و زمینهساز رشدی پایدارتر در بخشهای مختلف بازار شود.
بازگشت نمادهای حساس؛ بازگشایی خودرو در راه است
یکی دیگر از نقاط عطف هفته جاری، بازگشایی احتمالی نماد «خودرو» در بازار است. این نماد که بهواسطه توقف طولانیمدت، نگاهها را به خود جلب کرده، میتواند موجی تازه در جریان معاملات ایجاد کند. تحلیلگران هشدار میدهند که هیجان بیش از حد در بازگشایی این سهم میتواند فضای روانی بازار را مختل کرده و نقش رهبری موقت بازار را از گروه بانکها به خودرو منتقل کند. بر همین اساس، نگاه نهاد ناظر و سهامداران عمده در تنظیم این بازگشایی بسیار تعیینکننده خواهد بود.
بازار سرمایه ایران در اردیبهشت ۱۴۰۴، در یکی از حساسترین دورههای تاریخی خود به سر میبرد. مذاکرات ایران و آمریکا، چه به توافق بینجامد و چه نه، اثرگذارترین فاکتور در تصمیمسازی سرمایهگذاران خواهد بود. در این مسیر، تقویت اعتماد عمومی، رفع موانع ذهنی سرمایهگذاران، تدوین ابزارهای هدفمند سرمایهگذاری و مهار هیجانات مقطعی، چهار ستون اصلی برای عبور موفق بازار از این پیچ تاریخی خواهند بود.
نویسنده: فاطیما حاج علی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید