به گزارش اکواقتصاد، اعلام سیاست جدید وزارت صمت برای هدایت تأمین مواد اولیه پتروشیمی به ریل بورس کالا، در شرایطی مطرح میشود که طی سالهای اخیر یکی از چالشهای اصلی صنایع پاییندستی، دسترسی نابرابر به مواد اولیه و شکلگیری رانت در زنجیره توزیع بوده است.
سیدمحمد اتابک با تأکید بر هماهنگی میان نهادهای مختلف از جمله وزارت نفت و سازمان بورس، این سیاست را گامی در جهت مدیریت بازار و جلوگیری از اختلال در تولید دانسته است؛ موضوعی که در مقاطع مختلف بهویژه در دورههای نوسان ارزی و محدودیت عرضه، به یکی از دغدغههای جدی تولیدکنندگان تبدیل شده بود.
اما این تصمیم چه تبعاتی برای بازار دارد؟
بر اساس تحلیلهای رایج در بازار سرمایه، هدایت عرضهها به بورس کالا میتواند سه اثر کلیدی به همراه داشته باشد:
اول، افزایش شفافیت قیمتها؛ چرا که معاملات در یک بستر رسمی و قابل رصد انجام میشود و امکان معاملات خارج از شبکه و نرخهای غیرشفاف کاهش پیدا میکند.
دوم، کاهش رانت و سهمیهبندیهای غیرکارآمد؛ یکی از انتقادهای همیشگی فعالان صنعتی، تخصیص نامتوازن مواد اولیه بوده که بورس کالا میتواند آن را تا حدی اصلاح کند.
سوم، بهبود پیشبینیپذیری برای تولیدکنندگان؛ دسترسی منظم به عرضهها باعث میشود بنگاهها بتوانند برنامهریزی دقیقتری برای تولید داشته باشند.
با این حال، کارشناسان بازار بر این نکته نیز تأکید دارند که موفقیت این سیاست، وابسته به چند پیششرط مهم است:از جمله کف عرضه مستمر توسط پتروشیمیها، نظارت بر تقاضای واقعی و جلوگیری از ورود تقاضای سفتهبازانه. در غیر این صورت، حتی بورس کالا هم میتواند به محلی برای رقابتهای هیجانی و رشد قیمت تبدیل شود.
از سوی دیگر، تجربه بازار فولاد نیز نشان داده که صرف عرضه در بورس کافی نیست و تنظیمگری هوشمند نقش تعیینکنندهای در تعادل بازار دارد. اشاره وزیر صمت به نقش شرکتهایی مانند فولاد مبارکه در مدیریت عرضه، نشان میدهد دولت به دنبال استفاده از ابزارهای مکمل در کنار بورس است.
در مجموع، به نظر میرسد دولت با این سیاست در تلاش است تا زنجیره تأمین صنایع را از حالت دستوری و غیرشفاف، به سمت سازوکارهای مبتنی بر بازار هدایت کند؛ مسیری که اگرچه در کوتاهمدت ممکن است با چالشهایی همراه باشد، اما در صورت اجرای صحیح میتواند به ثبات بیشتر تولید در صنایع پاییندستی منجر شود.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید