11:45 | 1405/04/09
قیمت لحظه‌ای
تحلیل و یادادشت 1405/02/06 30 بازدید 0 نظر

روایتی از اقتصاد ایران در وضعیت آتش‌بس

پول هست، سرمایه‌گذار نیست

  پول هست، سرمایه‌گذار نیست
در ظاهر، همه‌چیز تناقض‌آمیز به نظر می‌رسد. حجم نقدینگی در اقتصاد ایران از مرز ۱۰ هزار هزار میلیارد تومان (۱۰ کوادریلیون تومان) عبور کرده، بازارهای دارایی همچنان فعال‌اند، و در بسیاری از بخش‌ها، پول «در جریان» است. اما همزمان، سرمایه‌گذاری در بخش‌های مولد از صنعت تا استارتاپ‌ها به شکل محسوسی افت کرده است.

به گزارش اکو اقتصاد، رضا غیابی، فعال اقتصادی و استراتژیست کسب‌وکار در ادامه یادداشتی که برای اکواقتصاد نوشته آورده است: این پدیده را نمی‌توان با کمبود سرمایه توضیح داد. مسئله، جای دیگری‌ست:
اقتصاد ایران در وضعیت «آتش‌بس» قرار گرفته، نه صلح.
در چنین وضعیتی، بازیگران اقتصادی زنده‌اند، منابع دارند، اما حرکت نمی‌کنند. چون آینده نه روشن است، نه قابل پیش‌بینی.
نقدینگی هست، اما به تولید نمی‌رسد
بر اساس داده‌های رسمی، رشد نقدینگی در سال‌های اخیر همچنان بالا بوده و در محدوده ۲۵ تا ۳۰ درصد سالانه نوسان کرده است. این یعنی هر سال، حجم قابل توجهی پول جدید وارد اقتصاد می‌شود.
اما همزمان، نرخ تشکیل سرمایه ثابت ناخالص (Gross Fixed Capital Formation) در یک دهه اخیر یا منفی بوده یا رشد بسیار ناچیزی داشته است. به بیان ساده‌تر،پول خلق شده، اما به «سرمایه‌گذاری» تبدیل نشده است.
این شکاف، کلید فهم وضعیت فعلی است.
چرا سرمایه‌گذاری متوقف می‌شود؟
در شرایط فعلی، سه تغییر رفتاری مهم در میان سرمایه‌گذاران شکل گرفته:
۱. تغییر جهت سرمایه از «مولد» به «محافظه‌کار»سرمایه‌گذاران به‌جای ورود به پروژه‌های تولیدی یا نوآورانه، به سمت دارایی‌هایی رفته‌اند که نقش «حفظ ارزش» دارند:ارز، طلا، مسکن، یا حتی نگه‌داشت نقدینگی.
این رفتار، برخلاف ظاهرش، کاملاً عقلانی است.در اقتصادی با تورم بالای ۴۰ درصد و نااطمینانی بالا، اولویت حفظ ارزش سرمایه است، نه خلق ارزش جدید.
۲. کوتاه شدن افق تصمیم‌گیریدر شرایطی که آینده سیاسی و اقتصادی مبهم است، افق سرمایه‌گذاری به‌شدت کوتاه می‌شود.پروژه‌هایی با بازگشت سرمایه ۳ تا ۵ ساله، عملاً از دایره تصمیم خارج می‌شوند.
در نتیجه، حتی اگر منابع مالی وجود داشته باشد،«ابزار ذهنی» برای سرمایه‌گذاری بلندمدت از کار می‌افتد.
۳. از کار افتادن مکانیزم قیمت‌گذاری ریسکسرمایه‌گذاری یعنی پیش‌بینی آینده و قیمت‌گذاری ریسک.
اما وقتی سناریوهای آینده به‌شدت متنوع و غیرقابل پیش‌بینی‌اند، از گشایش تا تشدید محدودیت‌ها، نرخ تنزیل ذهنی سرمایه‌گذار به‌قدری بالا می‌رود که تقریباً هیچ پروژه‌ای توجیه‌پذیر نمی‌شود.
به زبان ساده:ریسک آن‌قدر مبهم است که قابل محاسبه نیست.
اکوسیستم بدون «خروج»
در کنار این عوامل، یک مسئله ساختاری هم وجود دارد:فقدان مسیرهای خروج (Exit)
در بسیاری از اقتصادها، سرمایه‌گذار با امید به IPO یا فروش به شرکت‌های بزرگ‌تر (M&A) وارد می‌شود.اما در ایران، بازار سرمایه عمق کافی برای خروج استارتاپ‌ها ندارد و بازار ادغام و تملک نیز بسیار محدود است.
نتیجه؟ سرمایه‌گذاری تبدیل می‌شود به یک بازی بدون پایان مشخص و طبیعی است که در چنین بازی‌ای، تعداد بازیگران کاهش پیدا کند.

اقتصاد در «تعادل انتظار»
مجموع این عوامل، اقتصاد را به وضعیتی می‌رساند که می‌توان آن را «تعادل انتظار» نامید:
سرمایه‌گذار منتظر ثبات استکارآفرین منتظر سرمایه استو هر دو منتظر یک سیگنال بیرونی‌اند
در این وضعیت، هیچ‌کس حرکت اول را نمی‌زند.
این همان جایی‌ست که رکود سرمایه‌گذاری شکل می‌گیرد، نه از فقر، بلکه از ابهام.
چه کسانی هنوز می‌توانند سرمایه جذب کنند؟
با وجود این شرایط، سرمایه‌گذاری کاملاً متوقف نشده بلکه انتخابی‌تر شده است.
در این فضا، تنها کسب‌وکارهایی موفق به جذب سرمایه می‌شوند که یکی از این سه ویژگی را داشته باشند:
کاهش ابهام، نه حذف آن شفاف‌سازی ریسک‌ها و سناریوها به‌جای نادیده گرفتن آن‌هاکوتاه‌سازی افق بازگشت سرمایه مدل‌هایی با جریان نقدی سریع‌تر و قابل پیش‌بینیهم‌راستاسازی منافع ورود سرمایه‌گذار به‌عنوان شریک عملیاتی، نه صرفاً تأمین‌کننده مالی
خلاصه آنکه مسئله امروز اقتصاد ایران، کمبود پول نیست.مسئله، قفل شدن تصمیم‌گیری است.
در شرایطی که آینده مبهم است، سرمایه‌گذاری نه به‌خاطر نبود منابع، بلکه به‌خاطر نبود «اطمینان حداقلی» متوقف می‌شود.
اگر این ابهام کاهش پیدا نکند، چه از طریق سیاست‌گذاری، چه از طریق طراحی ابزارهای مالی جدیدنقدینگی همچنان رشد خواهد کرد،اما سرمایه‌گذاری، همچنان در حاشیه خواهد ماند. و این، شاید مهم‌ترین چالش پیش‌روی اقتصاد ایران در سال‌های آینده باشد.

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

ثبت نظر جدید

نظرات پس از تأیید نمایش داده می‌شوند.
منوی اصلی
قیمت‌های لحظه‌ای