به گزارش اکواقتصاد، در فاصله کمتر از یک هفته، چند سیگنال مهم از بازار مخابره شد؛ سیگنالهایی که کنار هم قرار دادن آنها تصویر روشنتری از وضعیت اقتصاد میدهد. قیمت ماکارونی با مجوز رسمی حدود ۳۰ تا ۳۱ درصد افزایش یافت؛ کالایی که همواره بهعنوان یکی از جانشینهای ارزانتر در سبد غذایی شناخته میشد. همزمان در بازار روغن نیز قیمتها به سطوحی رسیده که بطریهای معمولی به محدوده ۲۸۰ تا ۳۰۰ هزار تومان و حلبهای ۵ کیلویی به حوالی ۱.۸ تا ۲ میلیون تومان نزدیک شدهاند.
در بخش پروتئین، فشار شدیدتر است؛ جایی که قیمت هر کیلو مرغ در کانال ۳۱۰ تا ۳۶۰ هزار تومان نوسان دارد و هر شانه تخممرغ به ۴۰۰ تا ۵۹۰ هزار تومان رسیده است. این اعداد فقط «افزایش قیمت» نیستند؛ بلکه نشانه تغییر سطح تعادلی بازارند. یعنی قیمتها در حال تثبیت در سطوح بالاتر هستند، نه یک جهش موقتی.
تورم فروردین چه میگوید؟
انتشار گزارش تورم فروردین ۱۴۰۵ دقیقاً در همین مقطع، اهمیت این تحولات را دوچندان میکند. دادههای رسمی نشان میدهد تورم خوراکیها همچنان بالاتر از تورم عمومی حرکت میکند؛ موضوعی که به زبان ساده یعنی فشار اصلی نه در شاخصهای کلان، بلکه در «سفره مردم» تخلیه میشود.
این همان الگویی است که در دورههای تورمی شدید دیده میشود: ابتدا داراییها (مثل ارز و طلا) رشد میکنند، سپس نهادههای تولید گران میشود و در نهایت، با یک وقفه زمانی، این افزایش به کالاهای مصرفی بهویژه مواد غذایی منتقل میشود. آنچه امروز در بازار میبینیم، دقیقاً همین فاز سوم است.
گرانیهای بیصدا؛ بخش پنهان تورم
اما نکته مهمتر اینجاست که آنچه در رسانهها دیده میشود، فقط بخش رسمی و قابل اندازهگیری تورم است. در واقع، بسیاری از افزایش قیمتها در لایههای پایینتر بازار رخ میدهد؛ از لبنیات محلی و حبوبات گرفته تا میوه، نانهای سنتی و حتی خدمات روزمره.
اینها معمولاً یا با تأخیر وارد آمار رسمی میشوند یا اصلاً بهطور دقیق ثبت نمیشوند، اما اثرشان مستقیم و روزانه در هزینه خانوار دیده میشود. به همین دلیل است که «تورم ادراکشده» توسط مردم اغلب بالاتر از تورم اعلامی است.
ریشهها؛ چرا این موج متوقف نمیشود؟
بررسی عوامل نشان میدهد این موج گرانی، ریشه در چند متغیر همزمان دارد: افزایش نرخ ارز و هزینه واردات، رشد قیمت نهادههای دامی و کشاورزی، هزینههای انرژی و حملونقل، و مهمتر از همه، نااطمینانی ناشی از شرایط سیاسی. اقتصاد در وضعیتی قرار گرفته که میتوان آن را «تعلیق پرهزینه» نامید؛ نه ثبات کامل وجود دارد و نه شوک نهایی تخلیه شده است. در چنین شرایطی، فعالان اقتصادی معمولاً قیمتها را با حاشیه اطمینان بالاتر تعیین میکنند، یعنی حتی قبل از وقوع افزایش هزینه، آن را پیشخور میکنند.
چشمانداز؛ تورم هنوز کار دارد
با توجه به تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح» و ریسکهای بالای سیاسی و ارزی، انتظار مهار سریع تورم چندان واقعبینانه نیست. تجربه نشان میدهد در چنین فضاهایی، تورم بهصورت موجی و با تأخیر ادامه پیدا میکند. به بیان ساده، آنچه امروز در قیمت ماکارونی، روغن یا مرغ دیده میشود، احتمالاً پایان مسیر نیست؛ بلکه بخشی از یک روند گستردهتر است که میتواند در ماههای آینده به سایر بخشهای سبد مصرفی نیز سرایت کند.
خلاصه آنکه موج اخیر گرانیها را نباید به چند قلم کالا محدود کرد؛ اینها نشانههای یک تغییر عمیقتر در سطح قیمتهاست. تورم اکنون از فاز «بازارها» عبور کرده و به فاز «معیشت» رسیده است—فازی که اثر آن مستقیم، ملموس و ماندگارتر است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که چه چیزی گران شده، بلکه این است که چه چیزی هنوز از این موج جا مانده است.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید