به گزارش اکواقتصاد، شنبه برای بسیاری از مدیران مالی و صاحبان کسبوکار در ایران، دیگر آغاز یک هفته توسعهای نیست؛ آغاز دوبارهی جنگ نقدینگی است. جنگی که در آن، شرکتها نه برای اجرای پروژههای جدید، نه برای توسعه خطوط تولید و نه حتی برای سرمایهگذاری، بلکه برای پرداخت حقوق، تسویه بدهی و جلوگیری از توقف فعالیت بهدنبال منابع مالی میگردند.
این تغییر، فقط یک مشکل مقطعی نیست؛ بلکه نشانهی تغییر ماهیت تأمین مالی در اقتصاد ایران است. در ادبیات اقتصادی، تأمین مالی زمانی کارکرد واقعی خود را دارد که بتواند سرمایه را به سمت خلق ارزش افزوده هدایت کند. اما وقتی بخش بزرگی از منابع صرف پوشش هزینههای جاری میشود، عملاً نظام مالی از موتور رشد به دستگاه احیای موقت تبدیل میشود.
در ماههای اخیر، بسیاری از گزارشهای بینالمللی درباره اقتصادهای تورمی، روی یک مفهوم مشترک تأکید کردهاند: «Survival Financing» یا تأمین مالی بقا. مفهومی که توضیح میدهد چگونه در اقتصادهای بیثبات، شرکتها به جای برنامهریزی بلندمدت، مدام برای زنده ماندن تأمین مالی میکنند. این دقیقاً همان چیزی است که حالا در بخش بزرگی از اقتصاد ایران دیده میشود.
در چنین شرایطی، حتی دریافت تسهیلات هم الزاماً نشانهی قدرت نیست. بسیاری از بنگاهها صرفاً برای جلوگیری از قفل شدن جریان نقدی، وام جدید میگیرند تا بدهی قبلی را پوشش دهند. نتیجه، چرخهای از بدهیهای انباشته و سرمایهگذاریهای عقبافتاده است؛ چرخهای که به مرور، توان تولید واقعی را فرسوده میکند.
از سوی دیگر، نرخهای بالای تأمین مالی باعث شده سرمایهگذاری مولد جذابیت خود را از دست بدهد. وقتی بازدهی فعالیتهای غیرمولد یا سفتهبازانه از تولید بیشتر است، طبیعی است که منابع نیز به همان سمت حرکت کنند. این همان نقطهای است که اقتصاد از «تأمین مالی تولید» به «تأمین مالی گردش پول» تغییر مسیر میدهد.
در دنیا، بعد از بحرانهای تورمی و رکودی، کشورها معمولاً با ابزارهایی مانند اعتبار هدفمند، بازار بدهی عمیق، صندوقهای پروژه و تسهیلات توسعهای، تلاش میکنند منابع را دوباره به سمت تولید هدایت کنند. اما در ایران، هنوز بخش بزرگی از تأمین مالی وابسته به نظام بانکی سنتی باقی مانده؛ سیستمی که خودش نیز با محدودیت منابع و ناترازی روبهروست.
مسأله مهمتر این است که فرسایش تأمین مالی فقط به شرکتها محدود نمیشود. وقتی بنگاهها نتوانند برنامهریزی بلندمدت داشته باشند، اشتغال، سرمایهگذاری و حتی نوآوری نیز قربانی میشود. اقتصادی که مدام درگیر تأمین نقدینگی کوتاهمدت است، فرصت فکر کردن به آینده را از دست میدهد.
در این میان، بازار سرمایه هم هنوز نتوانسته نقش کامل خود را در تأمین مالی اقتصاد ایفا کند. بخش بزرگی از بازار همچنان درگیر نوسانات کوتاهمدت و رفتارهای هیجانی است و ابزارهای تأمین مالی بلندمدت، آنطور که باید توسعه پیدا نکردهاند.
شاید مهمترین خطر این باشد که جامعه به این وضعیت عادت کند؛ به اقتصادی که در آن، تأمین مالی نه برای ساختن آینده، بلکه فقط برای دوام آوردن تا شنبه بعدی انجام میشود.
و پرسش اصلی اینجاست: وقتی تأمین مالی از «توسعه» به «بقا» رسیده، آیا هنوز میتوان از رشد اقتصادی پایدار صحبت کرد؟
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید