به گزارش اکو اقتصاد، این مقایسه فقط درباره یک موبایل نیست؛ درباره شکافی است که اقتصاد ایران را از بازار جهانی جدا کرده است. شکافی که باعث میشود کالایی که در بسیاری از کشورها یک ابزار مصرفی عادی محسوب میشود، در ایران به کالایی لوکس، سرمایهای و حتی طبقاتی تبدیل شود.

موبایل؛ از کالای مصرفی تا شاخص بحران اقتصادی
در اقتصادهای توسعهیافته، بازار موبایل معمولاً بازاری رقابتی، شفاف و کمحاشیه است. برندها نمایندگی رسمی دارند، واردات مستقیم انجام میشود، نظام مالی بینالمللی فعال است و مصرفکننده تقریباً همان قیمتی را پرداخت میکند که در بازار جهانی تعیین شده است.
اما در ایران، موبایل دیگر صرفاً یک محصول تکنولوژیک نیست؛ بلکه محصول نهایی مجموعهای از بحرانهای انباشته اقتصادی است. تحریم، محدودیت نقلوانتقال پول، نبود نمایندگی رسمی، تعرفههای سنگین، رجیستری، نوسان نرخ ارز و ساختار غیررقابتی واردات، زنجیرهای از هزینه ایجاد کرده که در نهایت روی قیمت نهایی کالا تخلیه میشود.
در واقع مصرفکننده ایرانی فقط پول «گوشی» را نمیدهد؛ هزینه ناکارآمدی اقتصادی و انزوای تجاری را هم پرداخت میکند. به همین دلیل است که فاصله قیمت موبایل در ایران با بازار جهانی، صرفاً اختلاف نرخ ارز نیست؛ بلکه «هزینه اقتصاد پرریسک» است.
سالها تحریم معمولاً از زاویه صادرات نفت یا تجارت خارجی تحلیل شده، اما بازار موبایل نشان میدهد تحریم چگونه مستقیماً زندگی روزمره مردم را هدف قرار داده است. وقتی یک برند امکان حضور رسمی در ایران ندارد، واردات از مسیرهای غیرمستقیم انجام میشود.
وقتی بانکهای ایرانی به شبکه مالی جهانی متصل نیستند، هزینه انتقال پول چند برابر میشود. وقتی واردکننده از آینده بازار ارز مطمئن نیست، ریسک را روی قیمت کالا میکشد و وقتی رقابت محدود میشود، فاصله قیمت داخلی و جهانی هر روز بیشتر میشود.
نتیجه، بازاری است که در آن مصرفکننده ایرانی برای دسترسی به همان تکنولوژی جهانی، چند برابر بیشتر هزینه میکند؛ آن هم در شرایطی که سطح درآمدش قابل مقایسه با کشورهای توسعهیافته نیست.
شکاف تکنولوژیک؛ بحران جدید طبقه متوسط
تا همین چند سال پیش، خرید موبایل پرچمدار برای طبقه متوسط یک انتخاب سخت اما ممکن بود. امروز اما حتی بسیاری از گوشیهای میانرده هم از دسترس بخش بزرگی از جامعه خارج شدهاند. این اتفاق فقط یک تغییر در الگوی مصرف نیست؛ بلکه نشانه شکلگیری «شکاف تکنولوژیک» در جامعه است.
در جهان امروز، موبایل دیگر کالای لوکس کلاسیک نیست؛ ابزار کار، آموزش، ارتباط، تولید محتوا، خدمات بانکی و حتی اشتغال است. وقتی دسترسی به تکنولوژی گران میشود، در عمل بخشی از جامعه از کیفیت بهتر آموزش، ارتباطات و فرصتهای اقتصادی هم عقب میماند. به همین دلیل گرانی موبایل را نمیتوان فقط در قالب بازار دیجیتال تحلیل کرد؛ این مسئله به توسعه اقتصادی و عدالت دسترسی هم مربوط است.
بازاری که دیگر تابع عرضه و تقاضا نیست
بازار موبایل ایران حالا رفتاری شبیه بازار خودرو یا طلا پیدا کرده است. قیمتها بیش از آنکه تابع مصرف باشند، تابع انتظارات تورمیاند. بسیاری از خریداران، موبایل را نه فقط برای استفاده، بلکه برای حفظ ارزش پول خریداری میکنند. فروشندگان هم قیمت را نه براساس هزینه امروز، بلکه بر مبنای ترس از جهش بعدی دلار تعیین میکنند.
در چنین بازاری، حتی رکود هم مانع افزایش قیمت نمیشود. ممکن است فروش کاهش پیدا کند، اما قیمت همچنان بالا برود؛ چون مسئله اصلی دیگر «تقاضای مصرفی» نیست، بلکه بیثباتی اقتصادی است.
موبایل نیممیلیاردی؛ نماد یک اقتصاد جداافتاده
شاید چند سال پیش دیدن گوشی ۴۰۰ یا ۵۰۰ میلیونی شبیه اغراق به نظر میرسید، اما امروز این قیمتها دیگر فقط شوک روانی نیستند؛ بلکه نشانه تغییر ساختار اقتصاد ایراناند. اقتصادی که در آن فاصله با بازار جهانی فقط در صادرات و سرمایهگذاری دیده نمیشود؛ بلکه مردم آن را هر روز در قیمت یک گوشی، لپتاپ یا کالای دیجیتال لمس میکنند.
و شاید مهمترین پیام این بازار همین باشد: در جهانی که تکنولوژی هر روز ارزانتر و در دسترستر میشود، در ایران دسترسی به همان تکنولوژی، هر روز لوکستر و دورتر میشود.
عاطفه چوپان
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید