به گزارش اکواقتصاد، مناطق مرزی ایران، بهویژه در جنوب شرق کشور، سالهاست که عمدتاً از زاویه امنیتی مورد توجه قرار گرفتهاند؛ در حالی که تجربه نشان میدهد امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که در کنار حضور مقتدرانه حاکمیت، اقتصاد منطقه نیز پویا باشد، فرصت شغلی ایجاد شود، تجارت رسمی رونق بگیرد و مردم محلی خود را بخشی از فرآیند توسعه بدانند.
استان سیستان و بلوچستان و سواحل مکران نمونه روشنی از این ظرفیت هستند. موقعیت جغرافیایی کمنظیر، دسترسی به آبهای آزاد، مجاورت با پاکستان و افغانستان، ظرفیت بندر چابهار و وجود مرزهایی مانند ریمدان و نقاط راهبردی گواتر و بریس، این منطقه را به یکی از مهمترین نقاط ایران برای توسعه تجارت منطقهای تبدیل کرده است.
بنابراین باید نگاه به مرز را تغییر دهیم. مرز تنها آخرین نقطه جغرافیایی کشور نیست؛ مرز میتواند نخستین نقطه اتصال اقتصاد ایران به اقتصاد همسایگان باشد.
اشتغال، نخستین پایه امنیت اقتصادی
یکی از مهمترین عوامل پایداری اجتماعی در مناطق مرزی، ایجاد فرصتهای اقتصادی برای مردم منطقه است. هنگامی که جوان یک منطقه مرزی امکان اشتغال، تجارت و سرمایهگذاری داشته باشد، اقتصاد رسمی برای او به یک فرصت واقعی تبدیل میشود.
توسعه صنایع محلی، ایجاد زیرساختهای لجستیکی، گسترش بازارچههای مرزی، حمایت از فعالان اقتصادی، توسعه حملونقل و ایجاد صنایع مرتبط با بنادر میتواند هزاران فرصت مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کند.
هر کامیونی که از یک مرز رسمی عبور میکند، تنها حامل کالا نیست؛ پشت آن مجموعهای از مشاغل شامل راننده، شرکت حملونقل، انباردار، نیروی خدماتی، بازرگان، کارگزار گمرکی و دهها فعالیت اقتصادی دیگر قرار دارد.
بنابراین توسعه تجارت مرزی باید بهعنوان بخشی از سیاست اشتغال و امنیت اقتصادی کشور دیده شود.
تجارت رسمی؛ جایگزین اقتصاد غیررسمی
هر اندازه فرآیند تجارت رسمی در مرزها دشوارتر، پرهزینهتر و زمانبرتر باشد، زمینه برای گسترش فعالیتهای غیررسمی بیشتر خواهد شد.
راهکار پایدار، صرفاً برخورد با اقتصاد غیررسمی نیست؛ بلکه باید تجارت رسمی را آنقدر تسهیل کرد که فعالیت در مسیر قانونی برای مردم منطقه اقتصادیتر، مطمئنتر و جذابتر باشد.
کاهش بروکراسی، تسریع فرآیندهای گمرکی، توسعه زیرساختهای مرزی، افزایش ساعات فعالیت گمرکات، حل مشکلات حملونقل و فراهم کردن امکان فعالیت شفاف بخش خصوصی میتواند سهم تجارت رسمی را افزایش دهد.
در چنین شرایطی هم دولت از درآمدهای قانونی برخوردار میشود، هم فعال اقتصادی با اطمینان بیشتری سرمایهگذاری میکند و هم اشتغال پایدار در منطقه شکل میگیرد.
ایران و پاکستان؛ ظرفیتی فراتر از تجارت فعلی
پاکستان با جمعیتی قابل توجه و نیاز گسترده به انرژی، کالا، خدمات و محصولات مختلف، یکی از مهمترین بازارهای پیرامونی ایران است. در مقابل، ایران نیز میتواند از ظرفیتهای پاکستان برای توسعه تجارت و دسترسی به زنجیرههای منطقهای استفاده کند.
مرزهای جنوب شرق کشور میتوانند به محور توسعه این روابط تبدیل شوند.
رفع مشکلات حملونقل، تسهیل تردد کامیونها، حل مسائل مربوط به کانتینرهای ایرانی، توسعه زیرساختهای مرزی و ایجاد سازوکارهای پایدار برای تجارت، میتواند روابط اقتصادی دو کشور را وارد مرحله متفاوتی کند.
همچنین ظرفیت همکاری در حوزه انرژی، در چارچوب قوانین و توافقات رسمی دو کشور، موضوعی است که نباید از آن غفلت کرد.
هر اندازه منافع اقتصادی مشترک میان دو سوی مرز افزایش پیدا کند، انگیزه برای حفظ ثبات و امنیت نیز تقویت خواهد شد. اقتصاد در چنین شرایطی میتواند به ابزاری برای تعمیق روابط همسایگی تبدیل شود.
چابهار؛ فراتر از یک بندر
چابهار را نباید صرفاً یک بندر تجاری دید. این منطقه میتواند یکی از محورهای اصلی دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران باشد.
اتصال چابهار به شبکه حملونقل داخلی، توسعه زیرساختهای لجستیکی، افزایش ظرفیتهای بندری و جذب سرمایهگذاری میتواند جنوب شرق کشور را به یکی از مراکز مهم تجارت و ترانزیت منطقه تبدیل کند.
اما توسعه چابهار زمانی اثر واقعی خود را نشان خواهد داد که منافع آن در اقتصاد منطقه نیز دیده شود.
مردم محلی باید از ایجاد اشتغال، توسعه کسبوکار، افزایش تجارت و سرمایهگذاری منتفع شوند. اگر پروژههای بزرگ اقتصادی در یک منطقه اجرا شوند اما اثر آنها در زندگی مردم پیرامون پروژه محسوس نباشد، بخشی از ظرفیت اجتماعی توسعه از دست خواهد رفت.
مردم محلی باید شریک توسعه باشند
یکی از مهمترین اصول توسعه مناطق مرزی، مشارکت مردم محلی است.
بزرگان طوایف، نخبگان، کارآفرینان، تجار، جوانان و فعالان اجتماعی منطقه شناختی از ظرفیتها و مشکلات محلی دارند که نمیتوان آن را با تصمیمگیری صرفاً اداری جایگزین کرد.
مشارکت این گروهها در فرآیند توسعه، علاوه بر افزایش کیفیت تصمیمات، سرمایه اجتماعی را نیز تقویت میکند.
مردم سیستان و بلوچستان و دیگر مناطق مرزی کشور در طول سالهای مختلف نقش مهمی در صیانت از مرزها و تمامیت ارضی ایران داشتهاند. اکنون توسعه اقتصادی باید بستری فراهم کند تا همین ظرفیت اجتماعی به موتور محرک پیشرفت منطقه تبدیل شود.
مشارکت دادن مردم محلی در پروژههای اقتصادی، استفاده از نیروی انسانی بومی، حمایت از کارآفرینان منطقه و فراهم کردن فرصت حضور بخش خصوصی محلی، میتواند فاصله میان سیاستگذاری و جامعه را کاهش دهد.
توسعه مکران یک ضرورت ملی است
توسعه سواحل مکران نباید صرفاً مجموعهای از پروژههای پراکنده عمرانی تلقی شود. مکران باید بخشی از راهبرد کلان اقتصادی ایران برای آینده باشد.
ایران از موقعیتی برخوردار است که میتواند حلقه اتصال اقتصادهای مختلف منطقه باشد. برای تحقق این ظرفیت، توسعه بنادر، جادهها، خطوط ریلی، انرژی، صنایع، شهرهای ساحلی و زیرساختهای ارتباطی در جنوب شرق ضروری است.
در کنار سرمایهگذاری دولتی، باید زمینه حضور سرمایهگذاران بخش خصوصی داخلی و خارجی نیز فراهم شود. سرمایه زمانی وارد یک منطقه میشود که زیرساخت، قوانین شفاف، ثبات تصمیمگیری و امکان پیشبینی آینده وجود داشته باشد.
امنیت و توسعه دو مسیر جداگانه نیستند
نباید امنیت و اقتصاد را دو موضوع مستقل تصور کرد. در مناطق مرزی، این دو بهشدت به یکدیگر وابستهاند.
امنیت زمینه سرمایهگذاری را فراهم میکند و سرمایهگذاری نیز با ایجاد اشتغال و افزایش رفاه، به پایداری اجتماعی و اقتصادی کمک میکند. این چرخه اگر بهدرستی شکل بگیرد، میتواند بسیاری از ظرفیتهای بلااستفاده مناطق مرزی را فعال کند.
از همین رو، سیاست توسعه جنوب شرق کشور باید ترکیبی از امنیت، اقتصاد، دیپلماسی همسایگی، سرمایهگذاری و مشارکت اجتماعی باشد.
نگاه صرفاً امنیتی نمیتواند همه ظرفیتهای مرز را فعال کند و نگاه صرفاً اقتصادی نیز بدون درک مؤلفههای اجتماعی و امنیتی منطقه کامل نخواهد بود.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تبدیل مرزهای کشور به کانونهای تولید ثروت هستیم. چابهار، ریمدان، گواتر و دیگر نقاط مرزی جنوب شرق میتوانند از نقاط انتهایی جغرافیای ایران به دروازههای ورود کشور به بازارهای منطقه تبدیل شوند.
امنیت پایدار زمانی عمیقتر خواهد شد که مردم مرزنشین توسعه را در زندگی خود لمس کنند، جوانان منطقه آینده اقتصادی روشنی پیش روی خود ببینند، سرمایهگذار برای حضور در مرز انگیزه داشته باشد و تجارت با همسایگان از مسیرهای رسمی، شفاف و اقتصادی جریان پیدا کند.
در چنین نگاهی، توسعه اقتصادی دیگر صرفاً نتیجه امنیت نیست؛ بلکه خود به یکی از مهمترین پایههای امنیت پایدار، انسجام ملی و اقتدار جمهوری اسلامی ایران تبدیل خواهد شد.
سید جعفر مرتضی خاتمی
مدیرعامل هلدینگ بین المللی خاتم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید