به گزارش اکو اقتصادبه نقل از روابط عمومی انجمن دارندگان استاندارد ایران ،در تجارت امروز، داشتن محصول خوب و حتی قیمت رقابتی دیگر برای حضور در بازارهای خارجی کافی نیست. کالایی که قرار است وارد یک بازار جدید شود، باید بتواند از مجموعهای از الزامات فنی، استانداردها، آزمونها، گواهیها و مقررات کشور مقصد عبور کند. به همین دلیل میتوان گفت استاندارد، در تجارت جهانی امروز، چیزی شبیه «پاسپورت کالا» است؛ محصولی که این پاسپورت را نداشته باشد، حتی اگر از نظر کیفیت مطلوب باشد، ممکن است اساساً اجازه ورود به بازار مقصد را پیدا نکند.
این مسئله در سالهای اخیر اهمیت بیشتری پیدا کرده است. بانک جهانی در گزارش «استانداردها برای توسعه» تأکید میکند که نزدیک به ۹۰ درصد تجارت جهانی اکنون تحت تأثیر انواع اقدامات غیرتعرفهای قرار دارد که بخش بزرگی از آنها با استانداردها و الزامات فنی ارتباط دارند. به بیان ساده، تعرفه دیگر تنها دیوار مقابل صادرکننده نیست؛ استاندارد، ایمنی، محیطزیست، بستهبندی، برچسبگذاری، کیفیت و شیوه اثبات انطباق محصول نیز به همان اندازه اهمیت پیدا کردهاند.
در چنین شرایطی، صادرکنندهای موفقتر است که پیش از تولید، بازار مقصد را بشناسد و محصول خود را براساس الزامات همان بازار طراحی کند. یکی از خطاهای رایج در برخی بنگاهها این است که ابتدا محصول تولید میشود و پس از آن، شرکت به دنبال پیدا کردن بازار صادراتی میگردد. در این مرحله ممکن است مشخص شود که محصول با استانداردهای کشور مقصد تطابق ندارد و باید در مواد اولیه، فرآیند تولید، بستهبندی، برچسب محصول یا حتی طراحی آن تغییر ایجاد شود.
این تغییرات معمولاً هزینهبر هستند و گاهی مزیت قیمتی محصول را نیز از بین میبرند.
به همین دلیل، استاندارد صادراتی باید از ابتدای فرآیند تولید دیده شود، نه در آخرین مرحله و هنگام ارسال کالا.
سازمان تجارت جهانی نیز استانداردها، مقررات فنی و فرآیندهای ارزیابی انطباق را یکی از اجزای اصلی تجارت بینالمللی میداند. موافقتنامه موانع فنی تجارت یا TBT بر این اصل تأکید دارد که کشورها حق دارند برای حفاظت از سلامت، ایمنی و محیطزیست مقررات فنی تعیین کنند، اما این الزامات نباید به موانع غیرضروری تجارت تبدیل شوند. همین موافقتنامه کشورها را به استفاده از استانداردهای بینالمللی تشویق میکند تا تفاوت مقررات میان بازارها کمتر شود و تجارت آسانتر انجام گیرد.
اما فقط داشتن استاندارد کافی نیست. مسئله مهم بعدی این است که چه کسی تأیید میکند محصول واقعاً مطابق آن استاندارد تولید شده است.
اینجاست که موضوع «ارزیابی انطباق» اهمیت پیدا میکند. آزمایشگاه، بازرسی، گواهی محصول و تأیید صلاحیت نهادهای صادرکننده گواهی، بخش مهمی از زیرساخت تجارت محسوب میشوند. سازمان تجارت جهانی نیز ارزیابی انطباق را عملاً یکی از دروازههای ورود به بازارهای صادراتی میداند؛ زیرا این فرآیند به دولت و مصرفکننده کشور مقصد اطمینان میدهد که کالا با مشخصات مورد انتظار تطابق دارد.
برای یک صادرکننده ایرانی، این موضوع میتواند تعیینکننده باشد. ممکن است محصول از کیفیت خوبی برخوردار باشد، اما اگر آزمایشگاه یا گواهی صادرشده برای آن در کشور مقصد اعتبار لازم را نداشته باشد، صادرکننده ناچار شود محصول خود را دوباره آزمایش کند. این یعنی هزینه بیشتر، زمان بیشتر و گاهی از دست رفتن فرصت بازار.
بانک جهانی نیز تأکید میکند که وجود یک زیرساخت کیفیت معتبر شامل استانداردسازی، اندازهشناسی، تأیید صلاحیت، آزمون، بازرسی و صدور گواهی میتواند هزینه تجارت را کاهش دهد و از انجام آزمایشها و بازرسیهای تکراری جلوگیری کند.
این مسئله بهویژه برای بنگاههای کوچک و متوسط اهمیت دارد. یک شرکت بزرگ ممکن است توان مالی ایجاد آزمایشگاه، دریافت گواهیهای متعدد و استخدام مشاوران تخصصی را داشته باشد، اما برای یک بنگاه کوچک، همین هزینهها میتواند مانع ورود به بازار صادراتی شود. گزارش بانک جهانی نیز نشان میدهد سختتر شدن استانداردها و مقررات فنی در کشورهای مقصد بیش از همه بر صادرکنندگان کشورهای در حال توسعه و شرکتهای کوچک فشار وارد میکند و حتی ممکن است برخی بنگاهها را از بازار صادراتی خارج کند.
در چنین شرایطی، نقش نهادهای استاندارد و انجمنهای تخصصی بسیار فراتر از تدوین استاندارد است.
این نهادها میتوانند به بنگاهها کمک کنند تا استانداردهای بازارهای هدف را بشناسند، تغییرات مقررات کشورهای مقصد را رصد کنند، فر
آیند دریافت گواهیها را تسهیل کنند و میان آزمایشگاهها، تولیدکنندگان و نهادهای بینالمللی ارتباط برقرار کنند. برای یک صادرکننده، اطلاع بهموقع از تغییر یک استاندارد میتواند تفاوت میان حفظ یک بازار و از دست دادن آن باشد.
از طرف دیگر، ایران نباید تنها مصرفکننده استانداردهای جهانی باشد. هرچه حضور یک کشور در فرآیند تدوین استانداردهای بینالمللی فعالتر باشد، امکان آنکه ویژگیهای صنایع و مزیتهای تولیدی آن کشور نیز در تدوین استانداردها دیده شود بیشتر خواهد بود. بانک جهانی نیز مشارکت کشورها در فرآیند تدوین استانداردهای بینالمللی را بخشی از مسیر افزایش رقابتپذیری آنها میداند.
در نهایت، توسعه صادرات فقط با افزایش تولید یا تعیین هدفهای عددی اتفاق نمیافتد. صادرات پایدار زمانی شکل میگیرد که محصول ایرانی بتواند همان زبان فنی و کیفی را صحبت کند که بازار جهانی آن را میفهمد.
این زبان، استاندارد است.
اگر تولیدکننده از ابتدا بداند محصولش برای ورود به بازار ژاپن، اروپا، کشورهای حاشیه خلیج فارس یا آسیای مرکزی باید چه الزامات فنی را رعایت کند، هزینه ورود به بازار کاهش مییابد و احتمال حفظ مشتری افزایش پیدا میکند. اما اگر استاندارد تنها زمانی مطرح شود که کالا آماده صادرات شده است، ممکن است همان استانداردی که میتوانست ابزار توسعه بازار باشد، به مانع صادرات تبدیل شود.
بنابراین باید نگاه به استاندارد در سیاست تجاری کشور تغییر کند. استاندارد نباید فقط علامتی روی محصول یا مرحلهای در فرآیند اداری باشد؛ باید بخشی از استراتژی صادراتی بنگاه و کشور محسوب شود.
در بازار جهانی، کالاها پیش از عبور از مرز جغرافیایی باید از یک مرز مهمتر عبور کنند: مرز اعتماد و استاندارد. محصولی که از این مرز عبور کند، پاسپورت ورود به بازار جهانی را در اختیار خواهد داشت.
دکتر ابوالقاسم خوارزمی دبیرکل انجمن دارندگان نشان استاندارد ایران
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید