به گزارش اکو اقتصاد، این وضعیت بهتدریج در حال تبدیل شدن به یک الگوی قابل مشاهده در برخی صنایع است؛ بهویژه در کالاهای بادوام، بخشی از صنایع غذایی بستهبندیشده و برخی محصولات صنعتی. در ظاهر، تولید جریان دارد، اما در عمل، سرعت تبدیل کالا به نقدینگی کاهش یافته است.
تقاضا وجود دارد، اما «قدرت خرید» نه آنچه امروز در اقتصاد ایران تغییر کرده، صرفاً حجم تقاضا نیست، بلکه کیفیت تقاضا است. تقاضا همچنان در سطح نیاز وجود دارد، اما بخش مهمی از آن به دلیل کاهش قدرت خرید، به «تقاضای مؤثر» تبدیل نمیشود.
در چنین شرایطی، بازار با یک دوگانگی مواجه است: نیاز مصرفکننده همچنان پابرجاست اما توان تبدیل این نیاز به خرید واقعی کاهش یافته است. نتیجه این شکاف، چیزی است که در آمارهای رسمی کمتر دیده میشود، اما در عملکرد بنگاهها کاملاً قابل لمس است: افزایش دوره فروش، رشد موجودی انبار و فشار بر سرمایه در گردش.
وقتی فروش ادامه دارد، اما چرخه کند میشود
برخلاف تصور عمومی، این وضعیت به معنای رکود کامل نیست. تولید و فروش همچنان وجود دارد، اما سرعت گردش اقتصاد کاهش یافته است. به بیان سادهتر، کالا تولید میشود، وارد بازار میشود، اما دیرتر از گذشته به پول تبدیل میشود. این کندی در چرخه فروش، چند پیامد مستقیم برای بنگاهها دارد: افزایش نیاز به سرمایه در گردش، فشار بیشتر بر منابع مالی کوتاهمدت، کاهش توان برنامهریزی برای تولید جدید و در برخی موارد، تعویق در توسعه یا نوسازی خطوط تولید.
در چنین فضایی، بنگاهها حتی اگر از نظر فنی سودده باشند، ممکن است با محدودیت نقدینگی مواجه شوند؛ چون جریان ورودی پول با تأخیر به چرخه تولید بازمیگردد.
تغییر ساختار ریسک در بنگاهها
یکی از تغییرات مهم این دوره، جابهجایی «ریسک اصلی کسبوکار» است. در سالهای قبل، بسیاری از بنگاهها بیشتر با ریسک تولید یا تأمین مواد اولیه مواجه بودند؛ اما امروز، در برخی صنایع، ریسک اصلی به سمت فروش و نقد شدن کالا حرکت کرده است.
به همین دلیل، شاخصهایی مثل موجودی انبار، دوره وصول مطالبات و سرعت گردش کالا، اهمیت بیشتری نسبت به گذشته پیدا کردهاند. این شاخصها در واقع نشان میدهند که اقتصاد تا چه حد توان تبدیل تولید به درآمد واقعی را دارد.
اقتصاد در آستانه یک تغییر رفتاری
اگر این روند تداوم پیدا کند، پیامد آن فقط محدود به بنگاهها نخواهد بود. در سطح کلان، اقتصاد با نوعی تغییر رفتار مواجه میشود: از رشد مبتنی بر تولید به سمت رشد محدودشده توسط تقاضا. در این شرایط، حتی افزایش ظرفیت تولید نیز الزاماً به رشد درآمد ملی منجر نمیشود، مگر اینکه تقاضای مؤثر نیز همزمان تقویت شود.
آنچه امروز در برخی بخشهای اقتصاد ایران دیده میشود، نه کمبود تولید، بلکه اختلال در سرعت و کیفیت گردش کالا در بازار است. کالا تولید میشود، اما دیرتر از گذشته به فروش و نقدینگی تبدیل میشود؛ و همین موضوع، بهتدریج در حال تغییر دادن منطق رشد اقتصادی است.
اگر این شکاف بین تولید و تقاضای مؤثر ادامه پیدا کند، اقتصاد بهجای حرکت روان، در وضعیت «تولید پایدار اما گردش کند» قرار میگیرد؛ وضعیتی که در ظاهر آرام است، اما در عمق خود فشار انباشته ایجاد میکند.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید