به گزارش اکو اقتصاد، رانندگان تاکسیهای اینترنتی، فروشندگان آنلاین و فریلنسرها حالا بخش قابلتوجهی از نیروی کار شهری را تشکیل میدهند؛ اما این رشد سریع، پرسشهای مهمی درباره درآمد واقعی، امنیت شغلی و آینده این مشاغل ایجاد کرده است.
اقتصاد پلتفرمی در ظاهر ساده است: واسطهای دیجیتال میان عرضهکننده خدمت و مصرفکننده. اما در عمل، این مدل کسبوکار در حال بازتعریف مفهوم «کار» است؛ جایی که دیگر از قراردادهای بلندمدت خبری نیست و درآمدها به شکل روزانه، پروژهای و کاملاً نوسانی شکل میگیرند.
درآمدها؛ فاصله میان تصور و واقعیت
یکی از مهمترین جذابیتهای این مشاغل، تصور «درآمد آزاد و بدون سقف» است. اما واقعیت میدانی نشان میدهد این تصویر برای بسیاری از فعالان این حوزه کامل نیست.
در تاکسیهای اینترنتی، درآمد روزانه به شدت وابسته به ساعات کار، قیمت سوخت، ترافیک و کمیسیون پلتفرم است. بسیاری از رانندگان در عمل بخش قابلتوجهی از درآمد ناخالص خود را صرف هزینههای جاری خودرو و کارمزد پلتفرم میکنند؛ موضوعی که باعث میشود درآمد خالص در برخی موارد فاصله زیادی با عددهای تبلیغاتی داشته باشد.
در حوزه فروش آنلاین نیز وضعیت مشابهی دیده میشود. فروشندگان اینستاگرامی یا فعالان مارکتپلیسها با رقابت شدید، هزینههای تبلیغات و وابستگی به الگوریتمهای پلتفرم روبهرو هستند. در نتیجه، حاشیه سود بسیاری از کسبوکارهای کوچک آنلاین محدود و شکننده است.
فریلنسرها نیز اگرچه در ظاهر از آزادی زمانی بیشتری برخوردارند، اما با نوسان شدید پروژهها، نبود قراردادهای پایدار و وابستگی به بازارهای داخلی و خارجی مواجهاند. برای بسیاری از آنها، درآمد ماهانه نه ثابت است و نه قابل پیشبینی.
اشتغال سنتی در حال عقبنشینی؟
گسترش اقتصاد پلتفرمی باعث شده بخشی از نیروی کار از مشاغل سنتی به سمت کارهای آنلاین حرکت کند. جذابیت انعطافپذیری زمانی، نبود نیاز به حضور ثابت و امکان شروع سریع کار، این مدل را برای بسیاری از افراد—بهویژه در شرایط تورمی—جذاب کرده است.
اما این تغییر لزوماً به معنای افزایش کیفیت اشتغال نیست. بسیاری از کارشناسان بازار کار معتقدند که اقتصاد پلتفرمی در حال ایجاد نوعی «اشتغال بدون امنیت» است؛ جایی که فرد کار دارد، اما از ثبات درآمد، مزایای بیمهای و حمایتهای قانونی کار سنتی برخوردار نیست.
بحران بیمه و مالیات؛ نقطه کور اقتصاد جدید
یکی از جدیترین چالشهای اقتصاد پلتفرمی، نبود چارچوب روشن برای بیمه و مالیات است. در مدل سنتی، رابطه کارگر و کارفرما مشخص است و نظامهای بیمهای بر همان اساس طراحی شدهاند. اما در اقتصاد پلتفرمی، این مرزها مبهم شدهاند.
آیا راننده پلتفرم، کارگر شرکت محسوب میشود یا یک پیمانکار مستقل؟ آیا پلتفرم مسئول بیمه اوست یا خود فرد باید برای آیندهاش برنامهریزی کند؟
این ابهام باعث شده بخش بزرگی از فعالان این حوزه بدون پوشش بیمهای کافی فعالیت کنند. از سوی دیگر، دولتها نیز در شناسایی و اخذ مالیات از این درآمدهای پراکنده با چالش مواجهاند؛ موضوعی که میتواند در بلندمدت به فرسایش نظام تأمین اجتماعی منجر شود.
دوگانه بزرگ اقتصاد پلتفرمی
اقتصاد پلتفرمی را نمیتوان صرفاً مثبت یا منفی ارزیابی کرد. این مدل، همزمان دو ویژگی متضاد دارد: از یک سو، آزادی زمانی، امکان ورود آسان به بازار کار و حذف برخی واسطههای سنتی را فراهم کرده است. بسیاری از افراد که در بازار کار رسمی جایی نداشتند، از طریق این پلتفرمها وارد چرخه درآمد شدهاند.
اما از سوی دیگر، همین مدل باعث افزایش ناامنی شغلی، نبود قراردادهای پایدار و انتقال ریسک از شرکتها به نیروی کار شده است. در واقع، بخشی از هزینههای بیثباتی اقتصادی، به دوش فرد منتقل شده است.
آینده کار در مسیر بازتعریف
اقتصاد پلتفرمی دیگر یک پدیده حاشیهای نیست؛ بلکه به یکی از ستونهای اصلی بازار کار مدرن تبدیل شده است. در ایران نیز، با توجه به شرایط اقتصادی و تغییر الگوهای مصرف، این روند احتمالاً ادامهدار خواهد بود.
با این حال، چالش اصلی نه در اصل این تحول، بلکه در نبود قواعد تنظیمگرانه مناسب است. اگر نظام بیمهای، مالیاتی و حقوقی نتواند خود را با این شکل جدید کار تطبیق دهد، نتیجه میتواند گسترش اشتغال غیررسمی و کاهش امنیت اقتصادی نیروی کار باشد.
اقتصاد پلتفرمی آمده تا بماند؛ اما اینکه این ماندگاری به «توانمندسازی نیروی کار» منجر شود یا «تشدید بیثباتی»، به سیاستگذاریهای امروز وابسته است، نه فردا.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید