به گزارش اکواقتصاد، در سالهای اخیر، رقابت برندها برای دیده شدن باعث شده است که تبلیغات، بیش از هر زمان دیگری به سراغ روشهای غیرمتعارف بروند؛ از جمله شکستن قواعد نگارشی و بازی با ساختار زبان. یکی از تازهترین نمونهها، بیلبوردهایی از اسنپپی است که مثلا در یک بیلبورد عبارت «کرمض دچر وکپ وست» را به نمایش گذاشته؛ جملهای که در نگاه نخست هیچ معنایی ندارد و تنها با مکث و رمزگشایی ذهنی قابل درک است.
شاید از نگاه تبلیغات، این شیوه بتواند چند ثانیه بیشتر نگاه مخاطب را روی بیلبورد نگه دارد، اما پرسش مهم این است که آیا هر روشی برای جلب توجه، از نظر فرهنگی نیز قابل دفاع است؟
زبان فارسی تنها یک ابزار ارتباطی نیست؛ بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی ایرانیان است. وقتی یک برند بزرگ با میلیونها مخاطب، قواعد خواندن و نوشتن را به ابزاری برای شوکه کردن مخاطب تبدیل میکند، این نگرانی به وجود میآید که مرز میان خلاقیت و بیاعتنایی به زبان کمرنگ شود.
از سوی دیگر، نسل جدید امروز بیش از هر زمان دیگری با نوشتارهای غیررسمی، اصطلاحات شبکههای اجتماعی، فینگلیش و نگارشهای شکسته مواجه است. بسیاری از معلمان و کارشناسان زبان فارسی سالهاست نسبت به کاهش دقت در نگارش و فاصله گرفتن از معیارهای زبان هشدار میدهند. در چنین شرایطی، انتظار میرود برندهای بزرگ، بهجای تقویت این روند، در حفظ شأن زبان فارسی نیز نقشآفرین باشند.
البته نمیتوان ادعا کرد که یک بیلبورد و شرکت بهتنهایی باعث تغییر فرهنگ زبانی جامعه میشود، اما تبلیغات محیطی به دلیل گستردگی مخاطبان، در شکل دادن به عادتهای بصری و زبانی بیتأثیر هم نیستند. وقتی مخاطب بارها با نوشتارهای عامدانه نادرست یا ساختارشکن روبهرو میشود، ممکن است حساسیت او نسبت به نگارش معیار کاهش پیدا کند.
نکته دیگر، مسئولیت اجتماعی شرکتهای بزرگ است. سازمانهایی که روزانه میلیونها نفر پیامهایشان را میبینند، صرفاً فروشنده یک خدمت نیستند؛ بلکه بخشی از فضای فرهنگی جامعه را نیز شکل میدهند. همانگونه که از آنها انتظار رعایت اصول اخلاقی، زیستمحیطی یا حقوق مصرفکننده وجود دارد، احترام به زبان رسمی کشور نیز میتواند بخشی از این مسئولیت باشد.
بیتردید، خلاقیت در تبلیغات ارزشمند است، اما خلاقیت زمانی ماندگار خواهد بود که بدون تضعیف سرمایههای فرهنگی جامعه، مخاطب را جذب کند. زبان فارسی سرمایهای است که طی قرنها شکل گرفته و شاید سزاوار نباشد که صرفاً برای چند ثانیه جلب توجه بیشتر، قواعد آن به بازی گرفته شود.
در نهایت، پرسش اصلی این است: آیا برندهای بزرگ نباید میان «دیده شدن» و «حفظ مسئولیت فرهنگی» تعادل برقرار کنند؟
این پرسشی است که به نظر میرسد صنعت تبلیغات ایران بیش از گذشته باید به آن پاسخ دهد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید