به گزارش اکو اقتصاد، اصحاب رسانه و صاحبنظران اقتصادی، به خاطر دارند که سالها پیش، مهندس روانشاد، از مدیران کهنهکار عرصه اقتصاد و صنعت، در مواجهه با ادعاها و افکار بلندپروازانه یکی از نورسیدگان عرصه مدیریت درباره «فتح قلههای توسعه»، جملهای قاطع و صریح بر زبان آورد: «شما اعداد را نمیفهمید!»
اگر بازیگران و حتی مدعیان عرصه سیاست، در تحلیل آمار و ارقام عاجز بمانند، چندان حرجی نیست اما چنانکه مدیریت یک رسانه که عنوان «روزنامه تخصصی اقتصادی» را یدک میکشید، در خوانش و فهم بدیهیترین معادلات آماری و حسابرسی دچار کژفهمی شود، یک ضایعه و آسیبدردناک است. چنین اتفاق تأسفباری اغلب در گزارشها و یادداشتهای روزنامه جهان صنعت بروز و ظهور دارد، آنجا که مفاهیم بدیهی اقتصاد و حسابداری شرکتها و بنگاههای بورسی نظیر؛ تفاوت میان شرکت اصلی و شرکت وابسته، میان هزینه و سرمایهگذاری، بدهی قطعی و تعهد احتمالی و میان سود عملیاتی و سود تسعیر ارز درک و فهم نمیشود.
در گزارش حاضر، تازهترین نمونه از کژفهمی در گزارش صورتهای مالی هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس را بازگو کردیم که واقعیتهای تلخ و نگرانکننده در خصوص فقدان صلاحیت علمی و حرفه برخی مدیران نشسته بر کرسی مدیریت و سردبیری شماری از رسانهها را آشکار میسازد.
روزنامه جهان صنعت در خوانش عجیب و ناشیانه از صورتهای مالی و تخصصی هلدینگ خلیج فارس، با کنار هم چیدن و دستکاری در مجموعهای از ارقام، از وجود حدود ۴۴۰ همت زیان در برابر سود خالص ۱۸۷.۳ همتی شرکت مادر سخن گفته است. اما بررسی مستندات و جزئیات صورتهای مالی این شرکت بورسی تصویر کاملاً متفاوتی ارائه میکند.
نه تنها مدیران رسانه بلکه آحاد خبرنگاران حوزه اقتصاد میدانند که صورتهای مالی شرکتهای بورسی توسط سازمان حسابرسی و تیمی از خبرگان این عرصه با دقت وارسی و به صورت شفاف و مستمر در کدال منعکس میشود..
در گزارش مذکور، با افزودن ارقامی همچون ۳۰۰ همت مربوط به بازسازی پس از جنگ، حدود ۵۰ همت پرونده پتروشیمی مهر، ۲۴۰ همت جرایم دیرکرد و همچنین حذف حدود ۴۰ همت سود فروش سرمایهگذاریها، رقم حدود ۴۴۰ همت بهعنوان زیان محاسبه شده است. این در حالی است که با دانش محدودی از حسابداری و سواد بورسی، میتوان دریافت که این ارقام قابل جمع شدن بهعنوان هزینه شرکت اصلی نیستند؛ زیرا چنانکه در برخی هنوز قطعی و قابل شناسایی بهعنوان بدهی نیستند، برخی به شرکتهای دیگر گروه مربوط میشوند و برخی نیز در حسابها بهعنوان سود شناسایی شدهاند.
اینجا به موارد روشنی از بدفهمی و تحریف در خوانش این روزنامه از گزارش تخصصی صورت مالی هلدینگ مذکور اشاره میشود:
1-یکی از مهمترین ارقام ذکر شده در گزارش بهعنوان زیانهای هلدینگ، ۳۰۰ همت خسارت جنگ است. این در حالی است که این رقم «خسارت شناساییشده» نیست، بلکه برآورد سرمایه مورد نیاز برای بازسازی شرکتهای آسیبدیده است. از طرفی با رجوع به اظهارات قبلی مدیران هلدینگ میتوان دریافت که ارزش دفتری داراییهای مستقیم آسیبدیده حدود ۱.۵ همت برآورد شده که بالتبع آثار حسابداری آن در سال مالی ۱۴۰۵ شناسایی خواهد شد. بنابراین اقدام روزنامه در کسر یکباره ۳۰۰ همت از سود ۱۸۷.۳ همتی شرکت اصلی، اتفاقی غریب و شگفت است.
2- از موارد فهم نادرست صورتهای مالی شرکتها که به تحریف و خلافگویی در گزارش جهان صنعت منجر شده، ماجرای جرایم دیرکرد بدهی شرکتهای تابعه هلدینگ است که رقم آن 240 میلیارد اعلام شده است. مدیریت روزنامه حتی زحمت تطبیق این ادعاها با لیست مطالبات شرکتهای تابعه هلدینگ از مراکز اقتصادی دیگر را به خود نداده است. کما اینکه در گزارش مدون شرکتهای هلدینگ، ارقام چشمگیری از مطالبات از خریداران محصولات آن به چشم میخورند. برای نمونه، پتروشیمی بوعلی سینا در پایان سال ۱۴۰۴ حدود ۱.۲ همت بدهی خالص به شرکت ملی نفت داشته، در حالی که حدود ۴۶ همت مطالبات از شرکت پالایش دارد. از طرفی تحلیلگران بازار سرمایه میدانند که این جرایم تاکنون در شرکتهای گروه شناسایی نشده و با توجه به عدم قطعیت تحقق، نمیتوان آن را در شرایط فعلی بدهی تلقی کرد.
3-یکی از بدیهیترین موارد در صورت مالی هلدینگ که در گزارش روزنامه زیر سوال رفته، سود حاصل از فروش سهام شرکتهای تابعه است؛ رقمی که شامل؛ حدود ۵.۷ همت سود فروش سهام ارزش ماندگار خلیج فارس و حدود ۳۳ همت سود فروش سایر شرکتها، از جمله حدود ۲۴.۱ همت مربوط به هویزه، میشود.
این سودها طبق استانداردهای حسابداری در حسابها شناسایی شده و ماهیت سرمایهای دارند. مطابق الزامات بازار سرمایه، این مبالغ در اندوخته سرمایهای قرار میگیرند و قابل تقسیم نیستند و در نهایت میتوانند از طریق افزایش سرمایه به افزایش ارزش حقوق صاحبان سهام منجر شوند.
در گزارش روزنامه علاوه بر خوانش نادرست ارقام و محاسبات، نوعی دستکاری و عددسازی هم صورت گرفته است. آنجا که در ادعای عجیب گفته شده که رشد جریان نقد حاصل از عملیات شرکت اصلی حدود یک درصد است، در حالی که بر اساس اطلاعات مالی شرکت در کدال، این رشد حدود ۱۳ درصد بوده است. در سطح گروه نیز جریان نقد عملیاتی حدود ۵۹ درصد افزایش یافته است. افزایش جریان نقد عملیاتی در کنار رشد سودآوری شرکتهای تابعه، میتواند نشانهای از تبدیل بخش قابلتوجهی از سود حسابداری به جریان نقد و کیفیت مناسبتر سود باشد.
5- افزایش مطالبات از ۲۸۴ همت به ۴۰۸ همت نیز در گزارش روزنامه بهعنوان نشانهای منفی مطرح شده است. اما برپایه برآوردهای کارشناسی حدود ۷۲ همت از ۱۲۴ همت افزایش، ناشی از آثار تسعیر ارز بدهیهای ارزی شرکتهای پتروشیمی ایلام، لردگان و گچساران است که در چارچوب توافقهای مربوطه به هلدینگ منتقل شدهاند. بنابراین افزایش رقم اسمی مطالبات نمیتواند نشانه کاهش کیفیت سود یا عدم وصول تلقی شود.
6- از نکات مخدوش در روایت روزنامه جهان صنعت، لحاظ کردن عدد ۵۰ همت مربوط به پرونده پتروشیمی مهر در فهرست زیانهای هلدینگ خلیج فارس است ؛ در حالی که مستندات مالی و حقوقی صنایع پتروشیمی خلیج فارس به روشنی نشانگر آن است که این هلدینگ مالک ۴۰ درصد سهام مهر است و این شرکت در صورتهای مالی هلدینگ بهعنوان شرکت وابسته محسوب میشود و با شرکت اصلی تلفیق نمیشود. از طرفی هلدینگ پیش از این به صورت رسمی اعلام کرده بود که برای پتروشیمی مهر اجراییه صادر شده و وصول مطالبات از محل داراییهای آن شرکت در حال پیگیری است. حتی در صورت تحقق این بدهی، اثر آن برای هلدینگ میتواند در آینده از مسیر کاهش سود سهام دریافتی منعکس شود و نه به شکل کسر مستقیم کل مبلغ از سود شرکت اصلی.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید