به گزارش اکواقتصاد، هوش مصنوعی دیگر یک فناوری متعلق به آینده نیست؛ بخشی از واقعیت امروز اقتصاد، صنعت و زندگی اجتماعی است. از نظامهای بانکی و سلامت گرفته تا تولید، حملونقل، آموزش و خدمات عمومی، هوش مصنوعی با سرعتی کمسابقه در حال ورود به فرآیندهای تصمیمگیری است. در چنین شرایطی، یک پرسش اساسی پیش روی کشورها قرار دارد: چگونه میتوان از ظرفیتهای هوش مصنوعی بهره گرفت، بدون آنکه امنیت، حقوق شهروندان، حریم خصوصی و اعتماد عمومی قربانی شتاب فناوری شود؟
پاسخ به این پرسش، بیش از هر زمان دیگری به «استاندارد» وابسته است.
استاندارد در عصر هوش مصنوعی دیگر صرفاً به معنای تعیین مشخصات فنی یک محصول یا فرآیند نیست. استانداردهای جدید باید بتوانند درباره کیفیت داده، امنیت سامانهها، قابلیت اطمینان الگوریتمها، شفافیت تصمیمات، حفظ حریم خصوصی، مدیریت ریسک و حتی مسئولیتپذیری در استفاده از هوش مصنوعی چارچوب ارائه کنند. به بیان دیگر، همانگونه که استاندارد در صنایع سنتی ضامن کیفیت و ایمنی بوده، در اقتصاد دیجیتال نیز باید ضامن «اعتماد» باشد.
یکی از مهمترین چالشهای هوش مصنوعی، کیفیت و حکمرانی داده است. هیچ سامانه هوشمندی بهتر از دادهای که بر اساس آن آموزش دیده و فعالیت میکند، نخواهد بود. دادههای ناقص، سوگیرانه یا ناامن میتوانند به تصمیمهای نادرست و گاه پرهزینه منجر شوند. بنابراین تدوین چارچوبهای استاندارد برای جمعآوری، ذخیرهسازی، اشتراکگذاری، حفاظت و ارزیابی کیفیت داده، باید یکی از اولویتهای نظام استاندارد کشور باشد.
موضوع مهم دیگر، امنیت است. گسترش سامانههای هوش مصنوعی، در کنار فرصتهای اقتصادی، سطح جدیدی از ریسکهای سایبری را نیز ایجاد میکند. حملات به دادههای آموزشی، دستکاری خروجی سامانهها، سرقت اطلاعات و سوءاستفاده از مدلهای هوشمند، تنها بخشی از تهدیدهای پیشروی این فناوری است. بدون استانداردهای روشن و قابل ارزیابی در حوزه امنیت، توسعه هوش مصنوعی میتواند به جای افزایش اعتماد، نگرانیهای جدیدی ایجاد کند.
در کنار امنیت، مسئله اخلاق و مسئولیتپذیری نیز اهمیت ویژهای دارد. اگر یک سامانه هوش مصنوعی در حوزههایی مانند اعتباردهی بانکی، استخدام، تشخیص پزشکی یا خدمات عمومی تصمیمی اشتباه یا تبعیضآمیز اتخاذ کند، مسئولیت آن بر عهده چه کسی است؟ تولیدکننده فناوری، توسعهدهنده الگوریتم، بهرهبردار یا نهاد تصمیمگیرنده؟ استانداردهای آینده باید بتوانند برای چنین پرسشهایی چارچوب ایجاد کنند و اصولی مانند شفافیت، قابلیت توضیح، عدم تبعیض و نظارت انسانی را در فرآیند طراحی و استفاده از سامانههای هوشمند مورد توجه قرار دهند.
از این منظر، استانداردسازی هوش مصنوعی نباید به معنای ایجاد مانع در مسیر نوآوری تلقی شود. برعکس، استاندارد میتواند زیرساختی برای توسعه نوآوری باشد. سرمایهگذار و مصرفکننده زمانی با اطمینان بیشتری به سراغ یک فناوری جدید میروند که بدانند کیفیت و ایمنی آن قابل ارزیابی است. استاندارد با ایجاد زبان مشترک میان تولیدکننده، مصرفکننده، دولت و بازار، میتواند ریسک ورود فناوریهای جدید را کاهش دهد.
ایران نیز در این عرصه با یک انتخاب مهم مواجه است. میتوان صرفاً مصرفکننده استانداردهایی بود که در سایر نقاط جهان تدوین میشوند، یا اینکه در فرآیند شکلگیری استانداردهای آینده نقش فعال داشت. تجربه نشان داده است کشورهایی که در تدوین قواعد و استانداردهای بینالمللی مشارکت میکنند، در تعیین مسیر بازارهای آینده نیز نفوذ بیشتری خواهند داشت.
ایران از ظرفیت قابل توجهی در حوزه دانشگاه، مهندسی، فناوری اطلاعات و نیروی انسانی متخصص برخوردار است. استفاده از این ظرفیت برای حضور مؤثر در مجامع بینالمللی استانداردسازی، میتواند فرصتی برای تبدیل توان علمی کشور به اثرگذاری در عرصه جهانی باشد. حضور فعال متخصصان ایرانی در کارگروههای تخصصی، ارائه پیشنهادهای فنی، مشارکت در تدوین استانداردهای بینالمللی و ایجاد شبکه همکاری میان دانشگاه و صنعت، اقداماتی است که میتواند این مسیر را تقویت کند.
در این میان، انجمنهای تخصصی استاندارد میتوانند نقش یک پل ارتباطی مهم را ایفا کنند؛ پلی میان سیاستگذار، دانشگاه، صنعت و نهادهای بینالمللی. چنین نهادی میتواند با رصد تحولات جهانی، شناسایی نیازهای داخلی و گردآوری ظرفیتهای علمی و صنعتی، زمینه تدوین استانداردهای متناسب با شرایط کشور را فراهم کند.
البته استانداردهای ملی نباید صرفاً ترجمه یا تکرار اسناد بینالمللی باشند. استانداردسازی موفق زمانی اتفاق میافتد که ضمن همسویی با اصول و چارچوبهای جهانی، واقعیتهای اقتصادی، فنی، حقوقی و اجتماعی کشور نیز در آن لحاظ شود. هدف باید ایجاد چارچوبی باشد که از یک سو امکان تعامل ایران با بازار و اقتصاد جهانی را فراهم کند و از سوی دیگر پاسخگوی نیازهای داخلی باشد.
همچنین لازم است استانداردسازی هوش مصنوعی محدود به امروز نباشد. فناوری با سرعتی حرکت میکند که ممکن است یک استاندارد فنی در مدت کوتاهی نیازمند بازنگری شود. بنابراین کشور به یک نظام «استانداردسازی چابک» نیاز دارد؛ نظامی که بتواند همگام با تحول فناوری حرکت کند و در مواجهه با فناوریهای نوظهور، واکنشی سریع و مبتنی بر دانش داشته باشد.
در نهایت، آینده هوش مصنوعی صرفاً به میزان سرمایهگذاری یا تعداد مدلهای توسعهیافته وابسته نیست؛ بخشی از این آینده به میزان اعتمادی بستگی دارد که جامعه و بازار به این فناوری پیدا میکنند. استاندارد میتواند یکی از مهمترین ابزارهای ایجاد این اعتماد باشد.
عصر هوش مصنوعی، عصر بازتعریف مفهوم استاندارد نیز هست. اگر در گذشته استاندارد عمدتاً با کیفیت محصول، ایمنی و انطباق شناخته میشد، امروز مفاهیمی مانند اعتماد، شفافیت، امنیت داده، مسئولیتپذیری و اخلاق نیز باید به ادبیات استانداردسازی وارد شوند.
برای ایران، این تحول صرفاً یک ضرورت نیست؛ یک فرصت است. فرصتی برای آنکه از جایگاه مصرفکننده فناوری فراتر رفته و در شکلدهی به قواعد و استانداردهای آینده مشارکت کند. آینده متعلق به کشورهایی است که نهتنها فناوری را میسازند و به کار میگیرند، بلکه در تعیین قواعد استفاده مسئولانه از آن نیز نقش دارند. در این مسیر، استاندارد میتواند یکی از مهمترین ابزارهای ایران برای ساختن آیندهای امنتر، رقابتیتر و قابل اعتمادتر در عصر هوش مصنوعی باشد.
دکتر ابوالقاسم خوارزمی
دبیرکل انجمن دارندگان نشان استاندارد ایران
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید