به گزارش اکو اقتصاد، فرزین محدث ـ بازیگر سریال «مرد سههزار چهره» که بعد از «هیولا» دومین همکاریاش با مهران مدیری در این مجموعه شکل گرفت ـ در گفتگویی با ایسنا در پاسخ به انتقادهایی درباره شباهت سبک سریالسازی مهران مدیری در «مرد سههزار چهره» به آثار حدود دو دهه قبل و این پرسش که آیا شوخیهای آن دوره همچنان میتوانند مخاطب امروز را بخندانند، اینگونه گفت: پاسخ قطعی به این پرسش را باید از خود آقای مدیری جویا شد. ممکن است محدودیتها، ملاحظات یا خط قرمزهایی وجود داشته باشد که بر شیوه تولید و پرداخت به موضوعات تأثیر بگذارد. در کنار این مسائل، شاید لازم باشد از منظر جامعهشناختی نیز به تغییر ذائقه مخاطب نگاه کنیم. مخاطب امروز با حجم بسیار زیادی از تولیدات تصویری مواجه است که بعضی از آنها مطالب و موقعیتها را در زمانی کوتاه و با ضرباهنگی سریع ارائه میکنند. شاید این تجربه، انتظارات مخاطب را تغییر داده باشد و او را به دریافت سریع و فشرده محتوا عادت داده باشد. البته همه آثار از نظر کیفیت در یک سطح قرار ندارند و نمیتوان صرفاً بر اساس سرعت و حجم ارائه محتوا درباره کیفیت آنها قضاوت کرد.
این بازیگر برای توضیح بیشتر این موضوع، به مثالی درباره عادت غذایی اشاره کرد و گفت: مخاطبی که مدت زیادی به مصرف فستفود عادت کرده، ممکن است در ابتدا غذای سنتی و سالم را نپسندد؛ اما این مسئله به معنای بیارزش بودن غذای سنتی نیست. در عین حال، غذای سنتی نیز میتواند متناسب با شرایط امروز تغییراتی داشته باشد و با طعم و نگرشی تازه عرضه شود. به نظرم، در تولید آثار نمایشی نیز باید ضمن حفظ ویژگیهای ارزشمند گذشته، به تغییر سلیقه مخاطب توجه کرد و راههایی برای برقراری ارتباط دوباره با او یافت.
مخاطب امروز با مخاطب دو دهه قبل تفاوت دارد
بازیگر «مرد سههزار چهره» در پاسخ به پرسشی درباره تغییر ذائقه مخاطبان تلویزیون طی سالهای اخیر اظهار کرد: قطعاً مخاطب امروز با مخاطب ۱۸ سال پیش تفاوت دارد. نمیتوان پذیرفت که مخاطبی که امروز تلویزیون تماشا میکند، همان انتظارات و سلیقه مخاطب دو دهه قبل را داشته باشد. گسترش فضای مجازی، شکلگیری پلتفرمهای نمایش آنلاین و دسترسی گستردهتر به آثار تصویری متنوع، تغییرات زیادی در تجربه تماشای مخاطبان ایجاد کرده است. اگر امروز همچنان با همان الگوها و شیوههای سریالسازی ۱۸ سال پیش پیش برویم، این احتمال وجود دارد که مخاطب دیگر با آن ارتباط برقرار نکند و علاقهای به دنبالکردن اثر نداشته باشد. به همین دلیل، هر تولیدکننده محتوا باید مخاطب خود را بشناسد و از فضای رسانهای و فرهنگی روز آگاهی داشته باشد؛ فارغ از اینکه درباره درست یا غلط بودن این تغییرات چه نظری دارد. شناخت مخاطب و شرایطی که در آن اثر تولید و دیده میشود، برای ساخت برنامهای که بتواند با بیننده ارتباط برقرار کند، ضروری است.
او درباره نقش خود در این مجموعه اظهار کرد: من در این سریال نقش شخصیتی به نام همایون را بازی میکنم که یکی از افراد فعال در زمینه جابهجایی مواد مخدر است. این شخصیت در گروهی خلافکار حضور دارد و در جریان داستان، در موقعیتهایی قرار میگیرد که زمینه شکلگیری بخشهایی از طنز مجموعه را فراهم میکند.
وی درباره دلایل پذیرش این نقش و همکاری مجدد با مهران مدیری گفت: پیشتر در سریال «هیولا» با آقای مدیری همکاری کرده بودم. از سوی دیگر، شخصیت مسعود شصتچی و دو مجموعه قبلی این قصه، یعنی «مرد هزار چهره» و «مرد دو هزار چهره»، جایگاه ویژهای در حافظه مخاطبان تلویزیون داشتند. مجموعه این عوامل، حضور در «مرد سههزار چهره» را برای من جذاب میکرد. ضمن اینکه وقتی آقای مدیری به بازیگری پیشنهاد همکاری میدهد، این پیشنهاد بهخودیخود برای او جذابیت دارد و میتواند تجربه متفاوتی را در کارنامه حرفهایاش رقم بزند.
این بازیگر با اشاره به تفاوت نقش همایون با شخصیتهایی که پیشتر در آثار تلویزیونی ایفا کرده است، افزود: هرچند در فضای کمدی، نقش منفی الزاماً به همان شدتی که در ژانرهای دیگر با آن مواجه هستیم، منفی و تلخ نیست، این نقش برای من تجربه متفاوتی محسوب میشد. همایون بهخودیخود شخصیتی کمدی نیست؛ او فردی خلافکار است که در یک گروه مرتبط با مواد مخدر فعالیت میکند. آنچه این شخصیت را در معرض موقعیتهای خندهدار قرار میدهد، اتفاقاتی است که در تقابل با مسعود شصتچی برایش رخ میدهد. در واقع، کمدی نه از ویژگیهای ذاتی این شخصیت، بلکه از موقعیت و شرایطی شکل میگیرد که در آن قرار میگیرد.
شخصیت همایون و اجرای تیپـکاراکتر
محدث درباره چگونگی طراحی و اجرای این شخصیت و اینکه آیا برای ایفای آن از فردی واقعی الگوبرداری کرده است، توضیح داد: خیر، شخصیت مشخصی را بهعنوان الگو در نظر نگرفتم و تلاش کردم نقش را از دل موقعیتهای داستانی بیرون بکشم. با توجه به ماهیت اپیزودیک مجموعه، هر یک از بازیگران تقریباً در دو قسمت حضور دارند و همین مسئله فرصت محدودی برای پرداخت مفصل به پیشینه و ابعاد مختلف شخصیتها ایجاد میکند. در چنین شرایطی، بازیگران بیشتر به سمت اجرای تیپ ـ کاراکتر میروند و تلاش میکنند شخصیت موردنظر را در چارچوب بدن، لحن و فضای طراحیشده از سوی کارگردان شکل دهند. من نیز برای اجرای همایون همین مسیر را دنبال کردم.
بازگشت مسعود شصتچی پس از ۱۸ سال چه جذابیتی داشت؟
وی در پاسخ به این پرسش که بازگشت مسعود شصتچی پس از حدود ۱۸ سال چه جذابیتی برای او داشته است، اظهار کرد: بازگشت این شخصیت و اینکه در طول این سالها چه اتفاقاتی برایش رخ داده، بهخودیخود جذاب است. مسعود شصتچی به یک برند تلویزیونی تبدیل شده و مخاطب دوست دارد بداند این شخصیت در مواجهه با موقعیتهای تازه چه واکنشی نشان میدهد. اهمیت این بازگشت زمانی بیشتر میشود که در نظر بگیریم جامعه طی این سالها تغییرات متعددی را تجربه کرده است. شوخیهایی مانند ماجرای خنثیکردن بمب یا مواجهه با نماینده مجلس، به اتفاقاتی اشاره دارند که در سالهای اخیر در جامعه رخ دادهاند. همین پیوند میان موقعیتهای داستانی و واقعیتهای اجتماعی، در کنار نگاه انتقادی و طنز گزنده آقای مدیری، برای من جذاب بود. مسعود شصتچی شخصیتی صادق است که با نگاهی ساده و بیپیرایه با آدمها و اتفاقات روبهرو میشود. به نظرم، همین شیوه مواجهه او با جهان اطرافش، یکی از مهمترین ویژگیهایی است که باعث میشود مخاطب همچنان پیگیر سرنوشت او باشد.
این بازیگر درباره ماندگاری الگوی قرارگرفتن یک فرد ساده در موقعیتهای جدی و نامتناسب با جایگاه واقعیاش نیز گفت: این الگو در کمدی همواره ظرفیت بالایی برای خنداندن مخاطب داشته است. در آثاری مانند «لیلی با من است»، «مارمولک» و سریال «زیرخاکی» نیز با شخصیتهایی مواجه هستیم که در موقعیتی قرار میگیرند که اساساً برای آنها طراحی نشده است. این افراد به دلیل سادگی یا نوع نگاهشان، رفتارهایی انجام میدهند که با اقتضائات آن موقعیت تناسب ندارد و همین تضاد، موقعیت کمدی را شکل میدهد. مسعود شصتچی نیز ناگهان خود را در جایگاه قاضی، دیپلمات یا سردسته یک گروه خلافکار میبیند؛ موقعیتهایی که هیچ تناسبی با ویژگیهای شخصیتی او ندارند. برای مثال، اینکه فردی با خصوصیات مسعود شصتچی به سردسته یک باند خلافکار تبدیل شود، بهخودیخود ظرفیت ایجاد موقعیتی طنزآمیز را دارد؛ زیرا مخاطب میداند که این شخصیت اساساً برای چنین جایگاهی ساخته نشده است.
محدث با اشاره به جنبه انتقادی این الگوی کمدی تصریح کرد: قرارگرفتن مسعود شصتچی در چنین جایگاههایی میتواند نقدی به برخی مناسبات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی باشد؛ مناسباتی که در آنها گاهی افراد در موقعیتهایی قرار میگیرند که شایستگی یا توانایی لازم برای ایفای مسئولیتهای مربوط به آن را ندارند و نتیجه این وضعیت، خسارت و آسیب است. اگر اثر بتواند چنین مفهومی را در دل طنز خود منتقل کند، نقدی گزنده و در عین حال تأملبرانگیز خواهد داشت؛ نقدی که میتواند تلنگری برای مدیران و مسئولان باشد تا به پیامدهای قرارگرفتن افراد در جایگاههای نامتناسب توجه کنند. از این منظر، چنین رویکردی یکی از ظرفیتهای مهم تلویزیون در پرداختن به مسائل اجتماعی است.
شخصیتی که بعد از دو دهه تغییر نکرده است
این بازیگر در ادامه، درباره تغییرات احتمالی شخصیت مسعود شصتچی در فاصله میان فصلهای مختلف این مجموعه بیان کرد: مسعود شصتچی سادهدل است اما باید میان سادهدلی و سادهلوحی تفاوت قائل شد. گاهی وقتی از سادهدلی صحبت میکنیم، تصور میشود که فرد سادهدل الزاماً از هوش یا قدرت تشخیص کافی برخوردار نیست؛ در حالی که چنین برداشتی درست نیست. در جامعه امروز، گاهی این تصور وجود دارد که افراد هرچه سیاست بیشتری به خرج دهند یا پول بیشتری به دست بیاورند، موفقتر و حتی درستکارترند و در مقابل، افراد سادهدل به حاشیه رانده میشوند. اما واقعیت لزوماً چنین نیست.
وی افزود: مسعود شصتچی سادهدل و درستکار است و همین ویژگیها باعث میشود در موقعیتهایی که بهاشتباه در آنها قرار گرفته، مطابق منطق و قواعد آن فضا رفتار نکند. برای نمونه، در سکانس مربوط به سرقت از بانک، گروه خلافکار از میزان مشخصی دستبرد میزند که در مقایسه با آنچه از سوی رئیس بانک مطرح میشود، کمتر است. این موقعیت نیز میتواند اشارهای طنزآمیز به برخی اتفاقات سالهای اخیر تلقی شود.
محدث ادامه داد: به نظرم، مهمترین ویژگی مسعود شصتچی این است که پس از گذشت حدود ۱۸ سال، همچنان سادهدل و درستکار باقی مانده است. او اجازه نداده اتفاقات جامعه و تغییر مناسبات اجتماعی، شخصیتش را بهگونهای تغییر دهد که برای رسیدن به هدف، به هر وسیلهای متوسل شود. او همرنگ بخشی از جامعه نشده که تصور میکنند برای پیشرفت باید فریبکاری یا کلاهبرداری کرد. حفظ این ویژگی در طول زمان، وجه مهمی از شخصیت اوست و میتواند برای مخاطب معنادار باشد.
ماجرای سکانسی که چندین بار متوقف شد
محدث در بخش دیگری از این گفتوگو، درباره یکی از خاطرات خود از پشت صحنه سریال بیان کرد: صحنهای وجود داشت که من، آقای مدیری و یک بازیگر درشتاندام در آن حضور داشتیم. در داستان، مسعود شصتچی بهاشتباه بهجای قارچ خوراکی، قارچی حاوی ماده مخدر را در غذا ریخته بود و همین اتفاق، اعضای آن گروه را تحت تأثیر قرار داده بود. در این سکانس، شخصیتها تحت تأثیر مادهای مخدر قرار گرفته بودند و با دهانهای باز و چشمهای گشاد با یکدیگر دیالوگ میگفتند. ضبط این صحنه چندین بار متوقف شد و دوباره از سر گرفته شد؛ زیرا اجرای آن مستلزم حفظ یک حالت و فضای مشخص از سوی هر سه بازیگر بود.
«مرد هزار چهره» بیشتر دوست داشتم
این بازیگر در پایان، با اشاره به تفاوت فصلهای مختلف این مجموعه و تجربه نخستین مواجهه مخاطب با مسعود شصتچی خاطرنشان کرد: هر اثری که برای نخستین بار ساخته میشود، به دلیل تازگی ایده و تجربه اولیه مواجهه مخاطب با آن، جذابیتهای خاص خود را دارد؛ جذابیتهایی که ممکن است در تولیدهای بعدی تا حدی کاهش پیدا کنند. به نظرم، این قاعده درباره «مرد سههزار چهره» و بسیاری از آثار دیگر نیز صدق میکند. البته از حضور در این مجموعه بسیار خوشحالم اما اگر بخواهم از منظر یک بیننده به آن نگاه کنم، فصل اول، یعنی «مرد هزار چهره»، را بیشتر از دو فصل بعدی دوست داشتم. در آن مجموعه، نخستین بار با شخصیت مسعود شصتچی و شیوه مواجهه او با موقعیتهای مختلف روبهرو شدیم. برای مثال، سکانس کلانتری در آن سریال برای من نمونهای تکرارنشدنی، شیرین و در عین حال انتقادی است؛ سکانسی که توانست با استفاده از موقعیت کمدی، مفاهیم و نقدهای اجتماعی را نیز منتقل کند.
محدث در پایان تأکید کرد: تازگی ایده و نخستین مواجهه با یک شخصیت، بخشی از جذابیت آثار نمایشی است و تداوم موفقیت چنین مجموعههایی نیازمند توجه به ظرفیتهای تازه داستانی و تغییرات مخاطب است؛ موضوعی که میتواند به حفظ ارتباط آثار تلویزیونی با نسلهای مختلف بینندگان کمک کند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید