تعرفه‌هایی که موسیقی را خاموش می‌کنند
سیاست تعرفه‌ای دولت ترامپ قرار بود تولید آمریکا را احیا کند، اما در صنعت سازهای موسیقی نتیجه‌ای معکوس به جا گذاشته است؛ افزایش قیمت‌ها، سقوط واردات و محدود شدن دسترسی نسل جدید نوازندگان به سازهای آموزشی.

به گزارش اکو اقتصاد، دولت دونالد ترامپ زمانی که موج جدید تعرفه‌ها بر کالاهای وارداتی را آغاز کرد، وعده می‌داد این سیاست به بازگشت کارخانه‌ها، رونق تولید داخلی و احیای صنایع آمریکایی منجر خواهد شد. اما اکنون داده‌های صنعت سازهای موسیقی نشان می‌دهد دست‌کم در این بخش، نتیجه دقیقا برعکس بوده است؛ نه تولید داخلی جهش محسوسی داشته و نه اشتغال صنعتی احیا شده، بلکه بازار با افزایش قیمت، افت واردات و محدود شدن دسترسی هنرجویان به سازهای ارزان‌قیمت مواجه شده است.

طبق داده‌های منتشرشده، میانگین نرخ موثر تعرفه بر واردات سازهای موسیقی در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۶ به ۱۶.۶ درصد رسیده؛ رقمی که تقریبا سه برابر سطح تعرفه‌ها در سال ۲۰۲۴ است. بیشترین فشار تعرفه‌ای نیز بر سازهای آموزشی و میان‌رده وارد شده؛ همان بخشی که ستون اصلی آموزش موسیقی و ورود نسل جدید نوازندگان به بازار محسوب می‌شود.

پیانوها و کیبوردهای آکوستیک، سازهای زهی مانند ویولن و ویولنسل، سازهای بادی و همچنین قطعات و لوازم جانبی، بیشترین افزایش بار تعرفه‌ای را تجربه کرده‌اند. در برخی گروه‌ها، نرخ موثر تعرفه بیش از سه برابر شده و همین موضوع قیمت نهایی محصولات را برای مصرف‌کنندگان آمریکایی به شکل محسوسی افزایش داده است.

اقتصاددانان سال‌هاست تاکید می‌کنند که تعرفه در عمل نوعی مالیات بر مصرف است؛ مالیاتی که در نهایت از جیب خریدار پرداخت می‌شود. حالا در بازار سازهای موسیقی آمریکا همین اتفاق رخ داده است. واردات سازهای موسیقی در حال سقوط است و بازار نشانه‌های واضحی از کاهش تقاضا را نشان می‌دهد.

در سه‌ماه نخست امسال، ارزش واقعی واردات سازهای موسیقی آمریکا نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۴ بیش از ۲۰ درصد کاهش یافته است. این افت در مقایسه با سال ۲۰۲۵ حتی شدیدتر بوده؛ دوره‌ای که بسیاری از شرکت‌ها پیش از اجرای کامل تعرفه‌های ترامپ، واردات خود را به‌طور موقت افزایش داده بودند تا از موج جدید هزینه‌ها فرار کنند.

اما آنچه بحران را جدی‌تر می‌کند، ساختار جهانی صنعت موسیقی است. برخلاف تصور سیاستگذاران آمریکایی، بازار سازهای موسیقی بر پایه تقسیم کار بین‌المللی شکل گرفته است. کشورهای پیشرفته مانند آمریکا، ژاپن و برخی کشورهای اروپایی عمدتا سازهای حرفه‌ای و گران‌قیمت تولید می‌کنند، در حالی که چین، اندونزی و دیگر کشورهای آسیایی تامین‌کننده اصلی سازهای آموزشی و ارزان‌قیمت هستند.

در واقع آمریکا صنعت گسترده‌ای برای تولید انبوه سازهای مبتدی ندارد که تعرفه‌ها بخواهند از آن محافظت کنند. شرکت‌هایی مانند گیبسون سال‌هاست تولید خود را در مقیاس جهانی سازماندهی کرده‌اند؛ به‌طوری‌که هم می‌توانند نسخه ارزان‌قیمت یک گیتار را برای نوجوانان و هنرجویان عرضه کنند و هم مدل‌های چند هزار دلاری حرفه‌ای را به نوازندگان مشهور بفروشند.

تعرفه‌ها اکنون این زنجیره را مختل کرده‌اند. سازهای آموزشی که زمانی با قیمت قابل‌دسترس وارد بازار آمریکا می‌شدند، حالا یا گران‌تر شده‌اند یا اساسا کمتر وارد می‌شوند. همین موضوع در عمل «دروازه ورود» به دنیای موسیقی را کوچک‌تر کرده است.

بیشترین آسیب نیز به سازهای ارکسترال و بادی وارد شده است. واردات سازهای زهی ارکسترال در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ بیش از ۴۲ درصد و واردات سازهای بادی بیش از ۲۳ درصد نسبت به سال ۲۰۲۴ کاهش یافته است. بخش عمده این افت مربوط به کاهش واردات از چین است؛ کشوری که سهم بزرگی در تامین سازهای آموزشی مدارس و آموزشگاه‌های موسیقی آمریکا داشت.

این تغییر فقط یک مساله تجاری نیست؛ بلکه می‌تواند در بلندمدت بر فرهنگ موسیقی و بازار آینده صنعت نیز اثر بگذارد. بسیاری از نوازندگان حرفه‌ای امروز، کار خود را با سازهای ارزان‌قیمت آموزشی آغاز کرده‌اند. کاهش دسترسی به این سازها به معنای کوچک شدن نسل آینده مشتریان سازهای حرفه‌ای آمریکاست.

در همین حال، تعرفه‌ها فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان داخلی نیز وارد کرده‌اند. سیاست‌های تجاری ترامپ نه‌تنها سازهای وارداتی، بلکه مواد اولیه‌ای مانند فولاد و آلومینیوم را نیز مشمول تعرفه کرده‌اند؛ فلزاتی که در ساخت بسیاری از سازهای بادی کاربرد دارند.

نتیجه این وضعیت برای برخی تولیدکنندگان آمریکایی paradoxical بوده است. شرکت Conn-Selmer، یکی از مشهورترین سازندگان سازهای بادی آمریکا که شهر الخارت را به «پایتخت سازهای بادی جهان» تبدیل کرده بود، اکنون در حال تعطیلی کارخانه سازهای برنجی خود و انتقال بخشی از تولید به چین است.

این تصمیم یکی از تناقض‌های اصلی سیاست تعرفه‌ای را آشکار می‌کند؛ جایی که هزینه تولید داخلی به‌دلیل افزایش قیمت مواد اولیه آن‌قدر بالا رفته که واردات محصول نهایی، حتی با وجود تعرفه، از تولید در خاک آمریکا ارزان‌تر تمام می‌شود.

نکته قابل‌توجه آن است که سهم صنعت سازهای موسیقی در کل تجارت آمریکا بسیار ناچیز است. تعرفه‌های مربوط به این صنعت تاکنون کمتر از ۰.۱ درصد درآمد تعرفه‌ای دولت آمریکا را تشکیل داده‌اند. با این حال، همین بازار کوچک به نمونه‌ای گویا از شکاف میان اهداف اعلامی سیاست‌های حمایتی و نتایج واقعی آنها تبدیل شده است.

در عمل، تعرفه‌ها نه‌تنها تولید داخلی را احیا نکرده‌اند، بلکه به افزایش قیمت‌ها، کاهش انتخاب مصرف‌کنندگان، تضعیف آموزش موسیقی و حتی انتقال بخشی از تولید به خارج از آمریکا منجر شده‌اند.

صنعت موسیقی تنها یکی از نخستین قربانیان جنگ تعرفه‌ای جدید آمریکاست؛ جنگی که شاید در ظاهر با هدف حمایت از تولید داخلی آغاز شد، اما در عمل بیش از همه مصرف‌کنندگان، آموزش و حتی بخشی از تولیدکنندگان آمریکایی را هدف قرار داده است.

0 نظر:

نظر بدهید