به گزارش اکو اقتصاد، بازار سرمایه امروز را در حالی آغاز کرد که اگرچه در ظاهر با نشانههایی از امید و معاملات نسبتاً متعادل همراه بود، اما هرچه زمان گذشت، چهره واقعی بازار خود را نشان داد. نگرانی، تردید و احتیاط بهتدریج جای خوشبینی روزهای گذشته را گرفت و فشار عرضهها افزایش یافت. صفوف خرید که در ابتدای معاملات شکل گرفته بودند، یکییکی رنگ باختند و تعداد نمادهای منفی بهمراتب بیشتر از نمادهای مثبت شد. بازار امروز بیش از هر چیز تحت تأثیر فضای روانی قرار داشت؛ فضایی که ترس از تحولات سیاسی آن را هدایت میکرد.
فعالان بازار بر این باورند که دو عامل اصلی در شکلگیری این وضعیت نقش داشت. نخست، نگرانی از تحولات سیاسی و اعتراضات روزهای اخیر که ریسک ادراکشده بازار را افزایش داد و دوم، چهارشنبه بودن و قرار گرفتن در آستانه تعطیلات پیشرو. بسیاری از معاملهگران برای آنکه با اخبار یا رویدادهای غیرمنتظره در ابتدای هفته آینده غافلگیر نشوند، ترجیح دادند بخشی از دارایی خود را نقد کنند یا دستکم از افزایش ریسک بپرهیزند. نتیجه این رفتار، افزایش عرضه و کاهش تقاضای مؤثر در بازار بود.
این فضای محتاطانه در حالی شکل گرفت که از منظر بنیادی، بازار سرمایه همچنان در شرایط جذابی قرار دارد. بررسی متغیرهای مالی شرکتها و محاسبه سودآوری آنها با فرض دلار ۱۳۰ تا ۱۴۰ هزار تومانی نشان میدهد نسبتهای P/E تحلیلی بسیاری از نمادها به محدودههای ۲ و ۳ واحد رسیده است؛ اعدادی که از ارزندگی بالای بازار حکایت دارد. برآوردها نشان میدهد بیش از ۱۰۰ نماد بورسی در شرایط فعلی از منظر بنیادی جذاب هستند، اما مسئله اینجاست که بازار در مقاطعی مانند امروز، کمتر به تحلیلهای بنیادی توجه میکند و بیشتر اسیر ریسکها و هیجانات میشود.
ریسکهای سیاسی فعلی را میتوان در دو دسته کلی تقسیم کرد. نخست، ریسکهای داخلی ناشی از اعتراضات و تحولات اجتماعی و دوم، ریسکهای بیرونی و خارجی که همواره بهعنوان یک تهدید بالقوه بر بازار سایه افکندهاند. در خصوص اعتراضات داخلی، بسیاری از تحلیلگران معتقدند مقایسه این شرایط با دورههای اعتراضی گذشته، بهویژه اعتراضات گسترده سالهای قبل، چندان دقیق نیست. دامنه و شدت تحولات فعلی – دستکم تا امروز – محدودتر ارزیابی میشود و از نظر امنیتی و اجتماعی در سطح پایینتری قرار دارد. با این حال، گسترش غیرقابل پیشبینی این اعتراضات میتواند چالشهایی مشابه گذشته را دوباره به بازار تحمیل کند.
تفاوت مهم مقطع فعلی با دورههای مشابه گذشته، وضعیت بهتر متغیرهای بنیادی و چشمانداز سودآوری شرکتهاست. اصلاحات ارزی، رشد نرخ فروش شرکتها و بهبود نسبی سودآوری صنایع باعث شده بازار از نظر تحلیلی در جایگاه بهتری قرار گیرد. به همین دلیل، برخی کارشناسان معتقدند ریسکی که بازار در حال حاضر در قیمتها لحاظ کرده، تا حدی بزرگنمایی شده است.
با این حال، نگرانی اصلی فعالان بازار نه صرفاً خود اعتراضات، بلکه پیامدهای اقتصادی پس از آن است. تجربه گذشته نشان داده پس از دورههای ناآرامی اجتماعی، سرمایه اجتماعی کاهش یافته و فضای تصمیمگیری اقتصادی دچار اختلال میشود. اگر سیاستگذار به سمت راهکارهای کوتاهمدت و دستوری حرکت کند، نظیر قیمتگذاری دستوری، کنترلهای ارزی غیرمنطقی و فشار بر صنایع، بازار سرمایه نخستین قربانی این سیاستها خواهد بود. چنین رویکردی میتواند رکود، بیاعتمادی و خروج سرمایه را تشدید کند و بار دیگر بازارهای موازی مانند طلا، ارز و سکه را به کانون توجه سرمایهگذاران تبدیل کند.
در مقابل، اگر پس از این تحولات، سیاستهای عقلایی و اصلاحی در دستور کار قرار گیرد، میتوان به بهبود شرایط امیدوار بود. کاهش هزینههای غیرضروری، تمرکز بر معیشت مردم، مقابله واقعی با فساد و اصلاح سیاستهای اقتصادی میتواند زمینهساز آرامش و بازگشت اعتماد به بازار سرمایه شود. با این حال، بسیاری از تحلیلگران تأکید میکنند که موفقیت این اصلاحات، بدون بهبود روابط و سیاست خارجی، چندان پایدار نخواهد بود.
در کنار ریسکهای داخلی، ریسکهای بیرونی و خارجی همچنان بهعنوان تهدیدی جدیتر مطرح هستند. تصمیمات ناگهانی قدرتهای خارجی، اظهارنظرها، تحریمها یا حتی یک توییت میتواند اثرات چکشی و سنگینی بر بازار داشته باشد. بازار سرمایه ایران به دلیل شکنندگی ساختاری، نسبت به این اخبار بسیار حساس است و واکنشهای سریع و هیجانی نشان میدهد. از این رو، بسیاری از کارشناسان وزن ریسک خارجی را در شرایط فعلی بالاتر از ریسک داخلی ارزیابی میکنند.
سناریوی مطلوب بازار، آرام شدن همزمان تحولات داخلی و خارجی و بازگشت به فضایی مشابه ماههای آرام پاییز است؛ دورهای که بازار توانست بر مبنای تحلیل و متغیرهای بنیادی حرکت کند. در مقابل، بدترین سناریو، تشدید همزمان ناآرامیهای داخلی و فشارهای بیرونی است؛ شرایطی که حتی ارزندهترین قیمتها نیز نمیتواند مانع رفتارهای هیجانی و خروج سرمایه شود.
در نهایت، بازار امروز در نقطهای قرار گرفته که سرمایهگذاران باید میان «ریسکها» و «ارزندگی» تصمیمگیری کنند. تجربه تاریخی بورس نشان میدهد هرگاه بازار از نظر بنیادی در شرایط ارزنده قرار گرفته، در نهایت پاداش صبر و تحمل سهامداران را داده است. بر همین اساس، بسیاری از تحلیلگران حضور مدیریتشده در بازار را توصیه میکنند؛ حضوری که با ترکیبی متعادل از سهام و داراییهای پوششدهنده ریسک مانند طلا همراه باشد. تصمیم نهایی، به درجه ریسکپذیری هر سرمایهگذار بستگی دارد، اما آنچه مسلم است این است که بورس همچنان، علیرغم رنگ ترس امروز، آهنگ سود را در دل خود حفظ کرده است
فاطمه حاج علی
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید