به گزارش اکو اقتصاد، در اقتصاد امروز، کیفیت دیگر یک ویژگی جانبی برای محصول یا خدمت نیست؛ بلکه یکی از پایههای اصلی رقابت، اعتماد عمومی و توسعه پایدار به شمار میرود. در بازاری که مصرفکننده با گزینههای متعدد مواجه است و تولیدکنندگان نیز برای حفظ سهم بازار خود با رقابت فزایندهای روبهرو هستند، آنچه میتواند یک بنگاه اقتصادی را متمایز کند، تعهد واقعی و مستمر به کیفیت است.
در این میان، دارندگان نشان استاندارد جایگاه ویژهای دارند. آنها صرفاً تولیدکنندگانی نیستند که الزامات یک استاندارد را رعایت کردهاند؛ بلکه میتوانند سفیران فرهنگ کیفیت در اقتصاد کشور باشند. نشان استاندارد زمانی ارزش واقعی خود را پیدا میکند که از یک علامت روی بستهبندی یا محصول فراتر رفته و به نمادی از اعتماد، مسئولیتپذیری و احترام به حقوق مصرفکننده تبدیل شود.
واقعیت این است که کیفیت با یک تصمیم مقطعی ایجاد نمیشود. کیفیت نتیجه مجموعهای از فرآیندها، تصمیمها و رفتارهایی است که از مرحله تأمین مواد اولیه آغاز میشود و تا طراحی، تولید، کنترل، بستهبندی، توزیع و حتی خدمات پس از فروش ادامه پیدا میکند. بنابراین، تولیدکنندهای که نشان استاندارد دریافت میکند، در واقع وارد مسیری میشود که حفظ کیفیت در آن به یک مسئولیت دائمی تبدیل خواهد شد.
در این مسیر، مهمترین سرمایه هر تولیدکننده اعتماد مصرفکننده است. ممکن است یک مشتری به دلیل قیمت مناسب، تبلیغات یا دسترسی آسان، محصولی را برای نخستین بار خریداری کند؛ اما آنچه باعث تکرار خرید و شکلگیری وفاداری میشود، تجربه مطلوب و اطمینان از کیفیت است. نشان استاندارد میتواند یکی از مهمترین ابزارهای ایجاد این اعتماد باشد، مشروط بر آنکه پشت این نشان، کیفیت واقعی و پایدار وجود داشته باشد.
از سوی دیگر، باید توجه داشت که استاندارد تنها برای حمایت از مصرفکننده نیست. تولیدکننده نیز از اجرای استاندارد منتفع میشود. کاهش ضایعات، کاهش دوبارهکاری، کنترل بهتر فرآیند تولید، افزایش بهرهوری، کاهش برگشتی محصولات و کاهش ریسکهای ناشی از تولید کالای معیوب، بخشی از مزایایی است که رعایت استاندارد برای بنگاه اقتصادی به همراه دارد.
به همین دلیل، نگاه به استاندارد بهعنوان «هزینه تولید» باید تغییر کند. هزینه واقعی زمانی ایجاد میشود که یک بنگاه به دلیل ضعف کیفیت، مشتری خود را از دست بدهد، محصولش مرجوع شود، اعتبار برندش آسیب ببیند یا نتواند وارد بازارهای جدید شود. در مقابل، سرمایهگذاری در کیفیت میتواند در بلندمدت به افزایش بهرهوری، کاهش هزینههای پنهان و تقویت جایگاه رقابتی بنگاه منجر شود.
نقش دارندگان نشان استاندارد در اقتصاد ایران از این منظر اهمیت بیشتری پیدا میکند. این مجموعهها میتوانند الگوی رفتار حرفهای در بازار باشند. زمانی که یک تولیدکننده در شرایط دشوار اقتصادی نیز کیفیت محصول خود را حفظ میکند و برای کاهش هزینهها از استانداردهای کیفی نمیکاهد، در حقیقت علاوه بر حفظ اعتبار خود، به ارتقای فرهنگ عمومی تولید نیز کمک میکند.
این موضوع در شرایطی که اقتصاد کشور به دنبال افزایش بهرهوری، توسعه صادرات و تقویت تولید داخلی است، اهمیت دوچندان دارد. بازارهای جهانی پیش از آنکه به شعار «تولید ملی» توجه کنند، کیفیت، ایمنی، قابلیت اطمینان و انطباق محصول با استانداردهای مورد پذیرش خود را بررسی میکنند. بنابراین، استاندارد میتواند یکی از ابزارهای مهم برای افزایش اعتبار کالاهای ایرانی در بازارهای منطقهای و بینالمللی باشد.
در کنار تولیدکنندگان، نقش تشکلهای تخصصی نیز بسیار مهم است. انجمنهای تخصصی میتوانند با انتقال تجربه، آموزش، فرهنگسازی و ایجاد ارتباط میان تولیدکنندگان و نهادهای سیاستگذار، مسیر ارتقای کیفیت را هموار کنند. انجمن دارندگان نشان استاندارد ایران نیز میتواند بستری برای همافزایی میان واحدهای تولیدی، تبادل تجربیات موفق و انعکاس مسائل و پیشنهادهای بخش خصوصی باشد.
اما نباید تمام مسئولیت را بر دوش تولیدکننده گذاشت. اگر قرار است استاندارد به فرهنگ عمومی اقتصاد تبدیل شود، سیاستگذار نیز باید تولیدکننده متعهد به کیفیت را حمایت کند. فرآیندهای اداری باید تا حد امکان تسهیل شوند، دسترسی به خدمات آزمایشگاهی و تخصصی افزایش یابد و برای بنگاههایی که در مسیر کیفیت، نوآوری و ارتقای بهرهوری سرمایهگذاری میکنند، مشوقهای مؤثر در نظر گرفته شود.
از سوی دیگر، مصرفکننده نیز باید نقش خود را بشناسد. انتخاب کالای استاندارد، مطالبه کیفیت و حساسیت نسبت به حقوق مصرفکننده، میتواند رفتار بازار را تغییر دهد. هرچه تقاضا برای محصول باکیفیت افزایش پیدا کند، تولیدکنندگان بیشتری نیز به سمت ارتقای استانداردهای تولید حرکت خواهند کرد.
برای آنکه دارندگان نشان استاندارد بتوانند نقش مؤثرتری بهعنوان سفیران کیفیت در اقتصاد ایران ایفا کنند، چند اقدام ضروری است:
نخست، فرهنگ کیفیت باید در داخل بنگاهها نهادینه شود و مسئولیت آن تنها بر عهده واحد کنترل کیفیت نباشد؛ بلکه مدیران و تمام کارکنان در آن سهیم باشند.
دوم، تجربههای موفق دارندگان نشان استاندارد باید شناسایی، مستندسازی و بهعنوان الگو در اختیار سایر واحدهای تولیدی قرار گیرد.
سوم، مشوقهای اقتصادی و اعتباری برای تولیدکنندگانی که فراتر از حداقل الزامات استاندارد در کیفیت و نوآوری سرمایهگذاری میکنند، طراحی شود.
چهارم، ارتباط میان انجمنهای تخصصی، سازمان ملی استاندارد، دانشگاهها و صنایع تقویت شود تا استانداردها متناسب با تحولات فناوری و نیازهای واقعی تولید بهروز شوند.
پنجم، فرهنگ عمومی مصرف کالای استاندارد از طریق رسانهها و آموزشهای عمومی تقویت شود تا نشان استاندارد به یک معیار واقعی در انتخاب مصرفکننده تبدیل شود.
در نهایت، باید پذیرفت که نشان استاندارد تنها یک گواهی برای یک محصول نیست؛ بلکه نشانهای از یک تعهد است. تعهد به کیفیت، تعهد به ایمنی، تعهد به حقوق مصرفکننده و تعهد به آینده کسبوکار. دارندگان این نشان، اگر کیفیت را از یک الزام اداری به یک ارزش سازمانی تبدیل کنند، میتوانند نقشی فراتر از تولیدکننده داشته باشند؛ آنها میتوانند سفیران کیفیت، اعتماد و رقابتپذیری در اقتصاد ایران باشند.
اقتصادی که میخواهد تولیدش پایدار، صادراتش رقابتپذیر و اعتماد عمومیاش مستحکم باشد، ناگزیر است کیفیت را در مرکز تصمیمگیریهای خود قرار دهد؛ و این مسیر، بدون حضور فعال و مسئولانه دارندگان نشان استاندارد پیموده نخواهد شد.
دکتر ابوالقاسم خوارزمی
دبیر کل انجمن دارندگان نشان استاندارد ایران
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید