به گزارش اکو اقتصاد، تیم ملی والیبال ایران در فینال رقابتهای قهرمانی آسیا برابر ژاپن شکست خورد و به عنوان نایبقهرمانی این مسابقات بسنده کرد؛ نتیجهای که قابل پیشبینی بود، اما بهانهای شد تا بار دیگر مقایسه میان نسل فعلی تیم ملی و نسلی که در سالهای گذشته با عنوان «نسل طلایی» شناخته میشد، به وجود بیاید.
این دومین بار پیاپی است که ژاپن در رقابتهای قهرمانی آسیا، مانع قهرمانی ایران میشود. پیش از این نیز در رقابتهای قهرمانی آسیا در ارومیه، ایران در دیدار نهایی برابر ژاپن شکست خورد و نایبقهرمان شد. همین موضوع حالا دستاویزی شده تا برخی با مقایسه این دو نسل، شکستهای نسل فعلی را به رخ بکشند و از بازیکنانی مانند سعید معروف، میلاد عبادیپور، محمد موسوی، فرهاد قائمی و دیگر ستارههای آن دوره به عنوان نسلی شکستناپذیر یاد کنند.
اما آیا واقعاً چنین مقایسهای منصفانه است؟ واقعیت این است که ژاپن امروز با ژاپنی که چند سال قبل در آسیا یا حتی المپیک مقابل ایران قرار میگرفت، تفاوت زیادی دارد. این تیم یکی از بهترین نسلهای تاریخ والیبال خود را در اختیار دارد و از نظر سرعت، نظم تاکتیکی، دریافت و سرویس به سطحی رسیده که شکست دادن آن برای هر تیم آسیایی دشوار است.
برای درک بهتر این موضوع کافی است به المپیک ۲۰۲۰ توکیو برگردیم؛ جایی که ایران با حضور سعید معروف، کاپیتان آن نسل و یکی از بهترین پاسورهای تاریخ والیبال ایران و با هدایت ولادیمیر آلکنو، مربی نامدار روس، برابر همین ژاپن شکست خورد. نکته مهم اینجاست که ژاپن آن زمان به اندازه امروز باتجربه و پخته نبود، اما باز هم توانست ایران را شکست دهد.
بنابراین نمیتوان هر شکست برابر ژاپن را به ضعف نسل فعلی نسبت داد و بلافاصله نتیجه گرفت که نسل گذشته از این نسل بهتر بوده است.
از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که همان نسلی که امروز از آن با عنوان «طلایی» یاد میشود، کارنامهای کاملاً بدون شکست نداشت. ایران با همان بازیکنان و در المپیک توکیو عملکرد بسیار ضعیفی داشت؛ عملکردی که با توجه به انتظاراتی که از آن تیم وجود داشت، قطعاً نمیتوان آن را یک موفقیت دانست.
حتی در مسیر رسیدن به همان المپیک نیز تیم ایران با هدایت ایگور کولاکوویچ کار بسیار دشواری داشت و در انتخابی المپیک با زحمت و پس از یک مسابقه نزدیک توانست کره جنوبی را ۳ بر ۲ شکست دهد و سهمیه المپیک را به دست آورد.
پس چرا امروز فقط موفقیتهای آن نسل دیده میشود؟ وقتی یک نسل به موفقیتهایی مانند قهرمانی در مسابقات میرسد، به مرور زمان شکستها و ناکامیهای همان نسل کمرنگ میشود و فقط تصاویر قهرمانیها باقی میماند. در چنین شرایطی، طبیعی است که نسل جدید در مقایسهای نابرابر قرار بگیرد؛ نسلی که هنوز در ابتدای راه است.
اتفاقاً نسل فعلی از نظر استعداد و تواناییهای فنی یکی از امیدوارکنندهترین نسلهای والیبال ایران است. بخش مهمی از بازیکنان فعلی، همان نسلی هستند که دو دوره متوالی عنوان قهرمانی جهان در رده جوانان را به دست آوردند. این موفقیت اتفاق کوچکی نیست و نشان میدهد که از نظر استعداد و ظرفیت فنی، ابزار لازم برای ساختن یک تیم بزرگ در اختیار والیبال ایران قرار دارد.
نسل سابق والیبال ایران، فقط به دلیل استعداد بازیکنانش موفق نشد. آن تیم مجموعهای از بازیکنان باتجربه بود که چندین سال در کنار هم بازی کردند و البته مربیای در اختیار داشت که ذهنیت پیروزی را به بازیکنانش منتقل کرده بود.
امروز اما از نسل فعلی انتظار داریم در کوتاهترین زمان همان نتایج را تکرار کند؛ در حالی که بسیاری از بازیکنان این تیم هنوز در حال تجربه کردن سطح اول والیبال جهان هستند.ضمن اینکه اگر ژاپن فعلی مقابل نسل طلایی قرار میگرفت قطعا کار سختی برای پیروزی نداشت.
نسل جدید والیبال ایران برای تبدیل شدن به یک تیم بزرگ، به زمان و مهمتر از آن، به یک مربی بزرگ نیاز دارد. انتقاد از روبرتو پیاتزا کاملاً منطقی است. اگر مربیای مانند خولیو ولاسکو بالای سر این بازیکنان قرار میگرفت و همان تفکر برندهای را که در نسل گذشته ایجاد کرده بود به نسل فعلی منتقل میکرد، احتمالاً امروز شاهد عملکرد متفاوتی از این تیم بودیم.




نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید