به گزارش اکو اقتصاد، تکمیل این زنجیره نه تنها میتواند ارزش افزوده محصولات تولیدی کشور را افزایش دهد، بلکه نقش تعیینکنندهای در اشتغالزایی، توسعه پایدار و کاهش آسیبپذیری اقتصاد در برابر نوسانات جهانی ایفا خواهد کرد.
صنایع پاییندستی به معنای استفاده از محصولات پایه و نیمهخام در صنایع بالادستی برای تولید کالاهای نهایی است. برای نمونه در صنعت پتروشیمی، تبدیل متانول به محصولات شیمیایی متنوع یا در بخش فولاد، تبدیل شمش به ورقهای صنعتی و محصولات مصرفی میتواند به مراتب سودآورتر از صادرات مستقیم مواد خام باشد. با وجود این، ایران هنوز بخش قابل توجهی از منابع خود را بهصورت خام یا نیمهخام صادر میکند؛ مسألهای که بارها از سوی کارشناسان بهعنوان نقطه ضعف اقتصادی کشور مورد انتقاد قرار گرفته است.
به گفته فعالان این حوزه، مهمترین مزیت تکمیل زنجیره ارزش، افزایش ارزش افزوده است. بر اساس برآوردها، صادرات یک تُن محصول پتروشیمی پایه مانند متانول ممکن است تنها چند صد دلار درآمدزایی داشته باشد، در حالی که اگر همین محصول به مواد واسطهای یا نهایی تبدیل شود، ارزش آن چند برابر خواهد شد. این امر علاوه بر افزایش ارزآوری، به ایجاد صنایع جانبی، اشتغال گسترده و توسعه فناوری نیز منجر میشود.
از سوی دیگر، تکمیل زنجیره ارزش موجب کاهش وابستگی اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی و نوسانات بازارهای جهانی خواهد شد. به باور کارشناسان، صادرات محصولات نهایی به مراتب پایدارتر از خامفروشی است و میتواند در برابر تحریمها و محدودیتهای تجاری نیز انعطافپذیری بیشتری ایجاد کند. تجربه برخی کشورها نشان داده که توسعه صنایع پاییندستی و تکمیل زنجیره ارزش، بهویژه در حوزههای شیمیایی، فولاد و صنایع غذایی، توانسته اقتصاد آن کشورها را از یک صادرکننده مواد خام به صادرکننده محصولات پیشرفته و باکیفیت تبدیل کند.
با این حال، مسیر تکمیل زنجیره ارزش در ایران با چالشهایی روبهرو است. کمبود سرمایهگذاری، نبود فناوریهای نوین، ضعف در انتقال دانش فنی و همچنین پیچیدگیهای حقوقی و مقرراتی از جمله موانعی است که پیش روی این روند قرار دارد. برخی از فعالان بخش خصوصی معتقدند که سیاستگذاریهای غیرشفاف و نبود مشوقهای لازم برای سرمایهگذاران، مانع جدی در راه توسعه صنایع پاییندستی محسوب میشود. علاوه بر این، زیرساختهای ناکافی و محدودیتهای انرژی نیز گاه مانع رشد این بخش میشود.
ایران دارای مزیتهای بینظیری در حوزه انرژی و منابع طبیعی است که میتواند بستر مناسبی برای تکمیل زنجیره ارزش فراهم آورد. برخورداری از انرژی ارزان، دسترسی به بازارهای منطقهای و وجود ذخایر عظیم نفت و گاز، فرصتهایی است که در صورت برنامهریزی صحیح، میتواند ایران را به یکی از قطبهای صنایع پاییندستی در منطقه تبدیل کند.
در این میان، نقش شرکتهای دانشبنیان و استارتآپهای صنعتی نیز پررنگ است. به اعتقاد تحلیلگران، حضور این شرکتها در عرصه تحقیق و توسعه میتواند به انتقال فناوری، نوآوری در فرآیندهای تولید و افزایش بهرهوری کمک کند. به همین دلیل، بسیاری از صاحبنظران بر ضرورت حمایتهای جدیتر از بخش خصوصی و دانشبنیان در این مسیر تأکید دارند.
از منظر سیاستگذاری نیز، دولت موظف است با تدوین برنامههای مشخص برای تکمیل زنجیره ارزش، بهویژه در صنایع استراتژیک، بستر لازم را برای حضور سرمایهگذاران داخلی و خارجی فراهم کند. اصلاح قوانین دستوپاگیر، ارائه مشوقهای مالیاتی، ایجاد زیرساختهای مناسب و توسعه بازارهای صادراتی از جمله اقداماتی است که میتواند روند توسعه صنایع پاییندستی را سرعت بخشد.
در کنار همه این موارد، تکمیل زنجیره ارزش نه تنها یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای آینده اقتصادی کشور است. ادامه روند خامفروشی به معنای از دست دادن فرصتهای ارزشمند در بازارهای جهانی و عقبماندن از رقبا خواهد بود. به همین دلیل، حرکت به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالا و تنوعبخشی به سبد صادراتی باید در اولویت قرار گیرد.
در حال حاضر تکمیل زنجیره ارزش در صنایع پاییندستی، حلقه مفقوده توسعه صنعتی کشور است. با توجه به ظرفیتهای عظیم ایران در حوزه انرژی و مواد اولیه، این امر میتواند مسیر تازهای برای رشد اقتصادی، ایجاد اشتغال پایدار و ارتقای جایگاه کشور در عرصه بینالمللی فراهم کند.
آینده اقتصاد ایران بدون شک در گروی عبور از خامفروشی و حرکت به سمت توسعه صنایع پاییندستی است؛ مسیری که هرچند چالشهای فراوانی دارد، اما دستاوردهای آن میتواند سرنوشت اقتصاد کشور را دگرگون سازد.
زهرا مالمیر