به گزارش بورس فوری، من معمولا اهل پیشبینی به صورت عمومی نیستم ولی سعی میکنم که به صورت کلی نکاتی را در مورد وضعیت بازار سرمایه موجود کشور یادآوری کنم. مشکل اصلی و چالش جدی بازار سرمایه کشور ما همچنان ساختار حاکمیت (Governance) و نظارتی (Supervision) این بازار است. تا زمانی که این ساختار به سمت نظارت صنفی، خود جوش و توسط ذی نفعان اصلاح نشود، مشکلات اصلی مشاهده شده سر جایشان باقی خواهند ماند.
در حال حاضر بازار سرمایه کشور وسیع و گسترده شده و شامل شرکتهای سرمایهگذاری، کارگزاری، سهامداران خرد و سهامداران عمده مختلف بوده که متاسفانه حضور دولت و نهادهای وابسته به دولت هم به صورت عمده در این بازار بسیار پر رنگ است (این پدیده مطلوبی تلقی نمیشود). بهعلاوه شرکتهای بیمه و بانکها نیز در این بازار فعال هستند. قاعدتا، نمایندگان این فعالان بازار باید در نهاد نظارتی حضور داشته و در نظارت کلان بازار سهمی فعال داشته باشند.
قانون در حال حاضر اعضا نهاد نظارتی را توسط نهادها و وزارتخانههای دولتی و سیاسی تعیین میکند و این اعضا از استقلال سیاسی و حرفهای برخوردار نیستند. این بخش از قانون باید اصلاح شود تا به نوعی تمام ذی نفعان بدون اینکه هر یک نفوذ بیش از حد در نظارت کلان داشته باشد، در هیأت نظارتی شورای عالی بورس و اوراق بهادار حضور داشته باشند. حال ممکن است این هیأت نظارت تعداد اعضا زیادی بهعنوان نماینده ذینفعان داشته باشد که هیچ اشکالی ندارد. خود اعضای هیأت نظارت از بین خود باید رئیس این هیأت را انتخاب کنند. این راه درست جامعیت دادن به نظارت بازاری است که متعلق به کل ذینفعان و جامعه است.
بازار سرمایه بازاری است که اعتبار در آن حرف اول را میزند. یعنی اعتبار حرفهای، اعتبار رفتاری، اعتبار اخلاقی در این بازار ملاک است. حرف شما بهعنوان فعال بازار باید سندیت داشته باشد. اگر شما اکثر کارگزاریهای خوب دنیا را نگاه کنید، میبینید که یک چنین اعتباری برایشان سرقفلی اصلی است و آدمهای معتبر و حرفهای میآورند، پشت حرفهایششان میایستند و سعی میکنند که تخلف و تقلبی صورت نگیرد، چون به هر حال این اقدامات ثبات و بقای عملیات را تضمین کرده و شهرت یا اعتبار اسمی کارگزاری را بالا خواهد برد. غیر حرفهای بودن، عدم داشتن اعتبار و شهرت چیزی نیست که در این بازار قابل قبول باشد. به همین دلیل، وجود افراد حرفه ای، اخلاقی و با حسن شهرت خیلی مهم میشود. حرفه حسابرسان قسمخورده هم همینگونه است. یک حسابرس قسمخورده، قسم میخورد که به یک سری اصول و اخلاق حرفهای پایبند باشد و این قسم در رفتار و کردار او معنا پیدا میکند. در بازار سرمایه هم برای کارگزاران یک چنین حالتی وجود دارد.
کارگزاران و فعالان اصلی بازار یک حالت قسمخوردگی برای این حرفه و روش کار باید داشته باشند. این وظیفه نهاد ناظر یا رگولاتوری است که اعضای آن نمایندگان صنف بازار سرمایه بوده (و نه تعیین شده توسط نهادهای دولتی) و حفظ شهرت، دارا بودن اخلاق حرفهای و تخصصی را لازمه بقا و ثبات این بازار میدانند. در این راستا، در کشور ما به نسبت سالهای گذشته شرایط بهتر شده ولی هنوز جا برای اصلاح وجود دارد. مشکل دیگری که به دلیل ساختار نامناسب حاکمیتی یا نظارتی به شدت دولتزده کشور مشاهده میشود، عدم پذیرش این ساختار نظارتی در سطوح بینالمللی بوده که عامل مهمی در نداشتن وزن و تأثیر در نهادهای بینالمللی و منطقهای مرتبط با بازار سرمایه است. هرگاه ما بهعنوان مسئولین بازار سرمایه به صحنههای بینالملل برویم باید طبق پروتکل و ضوابط و استانداردهای بینالمللی ساختارهای نظارتی و مدیریتی مورد تایید باشیم تا حرفی برای گفتن داشته باشیم. این یعنی توجه و اهمیت دادن به حرفهای ما به خصوص در بورسهای منطقهای. متاسفانه از تاریخی که اعضا نهاد نظارتی بازار سرمایه کشور توسط وزیر اقتصاد و دیگر نهادهای دولتی و سیاسی تعیین شدند، مجامع بینالمللی ساختار نظارتی این بازار را زیر سوال بردند؛ همانند مشکل فدراسیون فوتبال ما که در مجامع بینالمللی میگویند، شما نمیتوانید رئیس فدراسیون فوتبال را از طرف دولت انتخاب کنید چون فوتبال متعلق به همه است و رئیس آن باید نماینده و توسط ذینغعان این ورزش انتخاب شود. مشابه بحث فدراسیون فوتبال را در اینجا داریم. رئیس نهاد ناظر بازار سرمایه نباید توسط دولت انتخاب شود؛ بلکه باید توسط صنف یا ذینفعان بازار انتخاب شود. این مشکل باعث شده که به مدت طولانی در صحنههای بینالمللی نتوانیم وجاهت لازم را پیدا کنیم. به همین دلیل احتمال جذب سرمایهگذاران حرفهای خارجی در بازار سرمایه کشور خیلی پایین خواهد بود و به بحث تحریمها هم ارتباطی ندارد. این یک موضوع و مشکل ساختار حاکمیتی و نظارتی است.
در گذشته، باوجود کامل و جامع نبودن قانون بازار سرمایه، افرادی که مسئولیتهای نظارتی این بازار را به عهده داشتند، عمدتا با تجربه، پخته، مقید به اخلاق حرفهای و آشنا و علاقهمند به مسائل بینالمللی بودند و کاستیهای موجود به دلیل عدم جامعیت قانون بازار سرمایه را از طریق رفتارهای حرفهای جبران میکردند. به دلیل آشنایی با بازارهای بینالملل نیز انگیزه و علاقه جدی برای فعال کردن بازار سرمایه کشور در صحنه بینالمللی وجود داشت. الان فکر نمیکنم یک چنین وضعیتی داشته باشیم و این به ضرر کشور تمام میشود. چون کار در داخل زیاد شده، حجم کار بالاست، بازار سرمایه بزرگ و گسترده شده و تأثیرگذاری آن هم در اقتصاد بسیار فراگیر است. متاسفانه در حوزه بینالمللی کردن بازار سرمایه کشور بسیار عقب افتادهایم و تقصیر را به گردن تحریمها نباید انداخت. مشکل اصلی ساختار حاکمیتی، نظارتی و عدم ایجاد زیر ساختهای مدیریتی، آموزشی و ارتباطی لازم برای بینالمللی کردن این بازار سرمایه است. به نظر من این موارد نقاط منفی موجود در این بازار است.
- شاهین شایان آرانی - فعال و تحلیلگر بازار سرمایه
نظرات (۰)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید