به گزارش اکو اقتصاد، بازار سرمایه در دورههای پرریسک معمولاً بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر هیجانات و رفتارهای احساسی قرار میگیرد. انتشار اخبار سیاسی، تحولات اقتصادی، افزایش ابهامات و تغییر انتظارات سرمایهگذاران میتواند موجب شکلگیری صفهای سنگین خرید یا فروش شود؛ اتفاقی که در بسیاری از مواقع باعث فاصله گرفتن قیمت سهام از ارزش واقعی شرکتها میشود.
در چنین فضایی، یکی از پرتکرارترین پرسشهای سهامداران این است که آیا باید سهام خود را نگهداری کنند یا از بازار خارج شوند؟ تحلیلگران بازار سرمایه معتقدند پاسخ این سؤال برای همه شرکتها یکسان نیست و تصمیمگیری باید بر اساس شرایط هر بنگاه اقتصادی انجام شود، نه صرفاً بر مبنای روند کوتاهمدت قیمت سهام.
نخستین عاملی که باید مورد بررسی قرار گیرد، روند فروش و سودآوری شرکت است. شرکتی که درآمد عملیاتی و سود خالص آن در مسیر رشد قرار دارد، حتی اگر در کوتاهمدت تحت تأثیر فضای منفی بازار با کاهش قیمت مواجه شود، از پشتوانه بنیادی مناسبی برخوردار است و احتمال بازگشت آن در افق بلندمدت بیشتر خواهد بود.در مقابل، شرکتهایی که با افت فروش، کاهش حاشیه سود یا زیاندهی مواجه هستند، ممکن است حتی در دورههای رونق بازار نیز نتوانند بازدهی پایداری برای سهامداران ایجاد کنند. از این رو، تحلیلگران تأکید میکنند رشد یا افت قیمت یک سهم به تنهایی معیار مناسبی برای ارزیابی کیفیت سرمایهگذاری نیست.یکی دیگر از شاخصهای مهم، جریان نقدی شرکت است. بسیاری از شرکتها ممکن است روی کاغذ سودآور به نظر برسند، اما در عمل به دلیل کمبود نقدینگی یا ضعف در وصول مطالبات، با مشکلات مالی روبهرو شوند. جریان نقدی مناسب نشان میدهد شرکت توانایی تأمین هزینههای جاری، اجرای طرحهای توسعه و ایفای تعهدات خود را دارد و در برابر شرایط سخت اقتصادی مقاومتر است.کارشناسان همچنین بر اهمیت ارزشگذاری سهام تأکید دارند. نسبت قیمت به سود (P/E)، ارزش بازار در مقایسه با سودآوری شرکت و سایر شاخصهای ارزشگذاری میتوانند نشان دهند که آیا قیمت فعلی سهم با واقعیتهای اقتصادی آن همخوانی دارد یا خیر. سهامی که بدون پشتوانه بنیادی تنها بر اثر هیجان رشد کرده باشد، معمولاً در زمان اصلاح بازار افت بیشتری را تجربه میکند.از سوی دیگر، توان شرکت برای عبور از شرایط دشوار اقتصادی نیز یکی از معیارهای مهم ارزیابی محسوب میشود. شرکتهایی که از ترازنامه مناسب، بدهی کنترلشده، بازار فروش پایدار، مزیت رقابتی و مدیریت کارآمد برخوردار هستند، معمولاً در دورههای رکود یا نوسان، عملکرد باثباتتری نسبت به سایر شرکتها دارند.یکی از اشتباهات رایج سرمایهگذاران، تصمیمگیری بر اساس صفهای خرید و فروش است. تشکیل صف فروش لزوماً به معنای بیارزش بودن یک سهم نیست و صف خرید نیز تضمینی برای ادامه رشد قیمت محسوب نمیشود. در بسیاری از موارد، هیجانات بازار باعث میشود سهام ارزنده نیز موقتاً با کاهش قیمت مواجه شوند و برعکس، برخی سهام ضعیف تنها به دلیل ورود نقدینگی رشد کنند.تجربه بازارهای مالی نشان داده است که در بلندمدت، قیمت سهام از عملکرد واقعی شرکت پیروی میکند. به همین دلیل، سرمایهگذارانی که تصمیمهای خود را بر پایه تحلیل بنیادی، بررسی صورتهای مالی و چشمانداز فعالیت شرکت اتخاذ میکنند، معمولاً کمتر تحت تأثیر نوسانات مقطعی قرار میگیرند.البته هیچ نسخه واحدی برای همه سرمایهگذاران وجود ندارد. شرایط مالی، میزان ریسکپذیری، افق سرمایهگذاری و اهداف هر فرد میتواند تصمیم نهایی را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، ارائه یک فهرست ثابت از سهام مناسب یا نامناسب، بدون در نظر گرفتن شرایط هر شرکت و وضعیت کلی بازار، نمیتواند مبنای درستی برای سرمایهگذاری باشد.در نهایت باید گفت که در روزهای پرریسک بازار، سرمایهگذاران بیش از گذشته از تصمیمهای احساسی فاصله بگیرند و پیش از هرگونه خرید، فروش یا نگهداری سهام، وضعیت بنیادی شرکت، روند سودآوری، جریان نقدی، ارزشگذاری و توان بنگاه برای عبور از چالشهای اقتصادی را به دقت بررسی کنند. به باور آنان، در بازار سرمایه «اول تحلیل، بعد تصمیم» همچنان مهمترین اصل برای مدیریت ریسک و دستیابی به بازدهی پایدار است.
در روزهای پرریسک بورس، کدام سهام ارزش نگهداری دارند؟
همزمان با افزایش نوسانات و فضای احتیاط در بازار سرمایه، بسیاری از سهامداران این پرسش را مطرح میکنند که در شرایط فعلی کدام سهام همچنان ارزش نگهداری دارند. کارشناسان معتقدند پاسخ این سؤال را نمیتوان در صفهای خرید و فروش یا جو روانی بازار پیدا کرد؛ بلکه بررسی وضعیت بنیادی شرکتها، سودآوری، جریان نقدی و ارزشگذاری، مهمترین معیار برای تصمیمگیری در چنین شرایطی است.
نظرات (۰)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید