به گزارش اکواقتصاد، بازار سرمایه ایران در ماههای اخیر وارد مرحله تازهای از تحولات درونزا شده است؛ مرحلهای که در آن نشانههای آشکار چرخش نقدینگی از سهام دلاری و صادراتمحور به سمت سهام ریالی و فروشمحور داخلی دیده میشود. این تغییر مسیر، اگرچه پرهیاهو و ناگهانی نیست، اما از منظر تحلیلی کاملاً قابل ردیابی بوده و میتواند پیامدهای معناداری برای بازدهی سرمایهگذاران به همراه داشته باشد.
در اقتصاد ایران، بازار ارز همواره نقش متغیر لنگر را ایفا کرده است. به همین دلیل، تحلیل بازارهای مالی معمولاً از ارز آغاز میشود و سپس اثر آن بر سایر بازارها، بهویژه بازار سرمایه، مورد بررسی قرار میگیرد. رشد نرخ ارز طی دورههای گذشته، موتور محرک اصلی افزایش سودآوری شرکتهای صادراتمحور و بهاصطلاح «دلاری» بوده است؛ شرکتهایی که درآمد آنها بهطور مستقیم با نرخهای جهانی و ارزی گره خورده است. همین موضوع سبب شد در موجهای قبلی، بخش قابلتوجهی از نقدینگی بازار به سمت صنایع فلزی، معدنی، پتروشیمی و پالایشی حرکت کند.
با این حال، بررسی رفتار قیمتی سهام دلاری نشان میدهد که بسیاری از این نمادها رشدی حتی فراتر از رشد خود نرخ ارز را تجربه کردهاند. به بیان دیگر، انتظارات تورمی و ارزی تا حد زیادی در قیمت این سهمها پیشخور شده است. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش جذابیت نسبی این نمادها برای ورود نقدینگی تازه و تبدیل شدن آنها به منبع جابهجایی سرمایه است؛ سرمایهای که بهدنبال فرصتهای جدید با نسبت ریسک به بازده جذابتر میگردد.
در همین بستر، نگاه بازار بهتدریج به سمت سهام ریالی یا فروشمحور داخلی معطوف شده است. این گروه از شرکتها، برخلاف دلاریها، وابستگی مستقیمی به نرخ ارز ندارند، اما از محل افزایش نرخهای فروش داخلی، رشد تقاضا و بهبود حاشیه سود میتوانند وارد دوره تازهای از سودآوری شوند. صنایعی نظیر خودروسازان، قطعهسازان و بهویژه تایرسازان، در کانون توجه این چرخش نقدینگی قرار گرفتهاند.
در میان صنایع ریالی، گروه لاستیکسازان بهعنوان یکی از جدیترین مقاصد نقدینگی جدید مطرح است. این صنعت طی ماههای اخیر نشانههای روشنی از بهبود عملکرد عملیاتی بروز داده و با اتکا به افزایش نرخهای فروش آتی، در حال ترسیم افق سودآوری جدیدی برای خود است. نکته قابلتوجه آن است که نسبت P/E آیندهنگر بسیاری از نمادهای این گروه به محدودههای بسیار جذاب، حتی حوالی عدد ۲، رسیده است؛ سطحی که از منظر ارزندگی، ظرفیت رشد ۲ تا ۳ برابری قیمت سهام را توجیهپذیر میکند.
بهعنوان نمونه، شرکت لاستیک یزد طی ماههای اخیر موفق شده فروش ماهانهای در حدود ۷۰۰ میلیارد تومان محقق کند؛ رقمی که نزدیک به ۴۰ درصد بالاتر از میانگین تاریخی این شرکت ارزیابی میشود. این رشد فروش، تنها حاصل بهبود مقطعی نیست، بلکه در صورت اعمال افزایش نرخهای فروش، دستیابی به فروش ماهانه ۱ همت برای این شرکت دور از انتظار نخواهد بود. بر اساس یک سناریوی محافظهکارانه و با فرض تداوم فروش ماهانه ۷۰۰ میلیارد تومان، سودآوری سالانه شرکت میتواند به حدود ۱۴۰ تومان به ازای هر سهم برسد. در سناریوی قویتر و با تحقق فروش ماهانه ۱ همت، سود هر سهم حتی قابلیت نزدیک شدن به ۲۰۰ تومان را نیز دارد.
این ارقام در شرایطی مطرح میشود که بخش قابلتوجهی از سهام دلاری بازار هماکنون با نسبت P/E آیندهنگر ۵ تا ۶ معامله میشوند. مقایسه ساده این نسبتها بهخوبی نشان میدهد چرا جابهجایی سرمایه از نمادهای دلاریِ رشدکرده به سمت سهام ریالیِ جاماندهای مانند پیزد، حرکتی منطقی و قابل انتظار تلقی میشود.
در نهایت باید گفت که بازار سرمایه ایران در آستانه یک چرخش درونبازاری مهم قرار دارد. پس از آنکه انتظارات تورمی و ارزی در سهام دلاری تا حد زیادی پیشخور شد، اکنون نوبت به صنایع ریالی رسیده است؛ صنایعی که رشد آنها نه بر پایه انتظارات، بلکه بر مبنای افزایش واقعی فروش و سودآوری شکل میگیرد. این چرخش شاید آرام و بیسروصدا باشد، اما برای سرمایهگذارانی که با نگاه تحلیلی و میانمدت به بازار مینگرند، میتواند فرصتهایی برای کسب بازدهیهای معنادار و پایدار فراهم کند.
فاطمه حاج علی
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید