پتروشیمی در بن‌بست، خصوصی‌سازی یا سقوط؟
صنعت پتروشیمی ایران با فرصت‌های صادراتی و ارزآوری بالا، اکنون در بن‌بستی مدیریتی قرار دارد که تصمیم به خصوصی‌سازی یا ادامه تمرکز دولتی، آینده این بخش را رقم خواهد زد.

به گزارش اکو اقتصاد، صنعت پتروشیمی ایران طی سال‌های اخیر به یکی از ارکان اصلی اقتصاد غیرنفتی کشور تبدیل شده و سهم قابل توجهی در اشتغال، ارزآوری و ارزش افزوده ملی دارد. این صنعت نقش مهمی در توسعه اقتصادی و تامین نیازهای داخلی و صادراتی ایفا می‌کند، اما ساختار مدیریتی و وابستگی به نهادهای دولتی، معضلات و چالش‌هایی جدی را پیش روی آن قرار داده است. در واقع، آینده پتروشیمی ایران اکنون در نقطه‌ای حساس قرار دارد؛ نقطه‌ای که تصمیم‌گیری درباره خصوصی‌سازی یا ادامه تمرکز دولتی، می‌تواند مسیر توسعه یا عقب‌ماندگی را تعیین کند.

خصوصی‌سازی واقعی به معنای ورود سرمایه‌گذاران بخش خصوصی با توان مالی و مدیریتی بالا به این صنعت است. هدف از این رویکرد، افزایش بهره‌وری، سرعت در تصمیم‌گیری، انعطاف‌پذیری در مواجهه با نوسانات بازار و کاهش وابستگی به منابع دولتی است. تجربه جهانی نشان داده است که صنایع بزرگ با مدیریت خصوصی توانسته‌اند سریع‌تر به نوآوری دست پیدا کنند، فناوری‌های جدید را به‌کار گیرند و کیفیت محصولات خود را ارتقا دهند. در صنعت پتروشیمی ایران، خصوصی‌سازی موفق می‌تواند زمینه توسعه تولید محصولات متنوع و افزایش ظرفیت صادراتی را فراهم کند و سهم کشور در بازارهای جهانی را تقویت نماید.

در مقابل، ادامه تمرکز دولت و نهادهای شبه‌دولتی بر مدیریت صنایع پتروشیمی می‌تواند به عقب‌ماندگی منجر شود. این عقب‌ماندگی به شکل کند شدن روند بهره‌برداری از طرح‌ها، محدود شدن ظرفیت تولید، عدم جذب سرمایه‌گذاری خارجی و کاهش رقابت‌پذیری در بازارهای بین‌المللی ظاهر می‌شود. هرچند بخش دولتی نقش مهمی در پشتیبانی و تضمین منابع دارد، اما عدم اصلاح ساختارهای مدیریتی و نبود انگیزه برای بهره‌وری بالا، می‌تواند موجب کاهش سهم ایران در تجارت جهانی پتروشیمی شود و فرصت‌های طلایی اقتصادی را از کشور بگیرد.

یکی دیگر از چالش‌های مهم، مسئله تأمین پایدار خوراک و مواد اولیه برای واحدهای پتروشیمی است. بدون تضمین منابع مورد نیاز، حتی خصوصی‌سازی کامل نیز نمی‌تواند باعث جهش تولید و توسعه پایدار شود. از این رو، موفقیت در خصوصی‌سازی و افزایش بهره‌وری با برنامه‌ریزی دقیق برای تامین منابع، اصلاح قوانین حمایتی و مدیریت بهینه انرژی و مالی پیوند خورده است.

علاوه بر این، سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوین و دیجیتال‌سازی فرآیندهای تولید، می‌تواند تاثیر بسزایی در افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه‌ها و بهبود ایمنی داشته باشد. دیجیتال‌سازی نه تنها امکان کنترل بهتر و پایش مستمر تولید را فراهم می‌کند، بلکه به توسعه پایدار و ارتقای جایگاه صنعت پتروشیمی ایران در بازارهای جهانی کمک می‌کند. در کنار فناوری، توجه به مسائل زیست‌محیطی و کاهش آلایندگی نیز ضروری است، زیرا صنعت پتروشیمی بدون رعایت استانداردهای محیط‌زیستی نمی‌تواند در بلندمدت جایگاه رقابتی خود را حفظ کند.

به طور کلی، مسیر پیش روی صنعت پتروشیمی ایران روشن است. یا با خصوصی‌سازی واقعی و اصلاح ساختارها، این صنعت می‌تواند به موتور اقتصادی پویا و رقابت‌پذیر تبدیل شود و جایگاه خود را در بازار جهانی تقویت کند، یا با ادامه شرایط فعلی و تمرکز بیش از حد دولت، با عقب‌ماندگی و کاهش سهم در بازارهای بین‌المللی مواجه خواهد شد. به همین دلیل تصمیمات مدیریتی و سیاستگذاری در سال‌های پیش رو نقش حیاتی در تعیین مسیر آینده پتروشیمی ایران خواهند داشت.

صنعت پتروشیمی ایران، با توجه به ظرفیت‌ها و منابع بالقوه، توانایی آن را دارد که به عنوان ستونی محکم در اقتصاد کشور باقی بماند؛ اما این امر تنها در صورتی محقق خواهد شد که بخش خصوصی واقعی، فناوری‌های نوین، مدیریت حرفه‌ای و تامین پایدار منابع به طور همزمان در این صنعت پیاده شود. آینده این صنعت، میان خصوصی‌سازی و عقب‌ماندگی، در دستان تصمیم‌گیرندگان و سرمایه‌گذاران داخلی است و انتخاب مسیر درست می‌تواند سرنوشت اقتصاد غیرنفتی کشور را رقم بزند.

زهرا مالمیر
 

0 نظر:

نظر بدهید